« فَقَبَضَهُ اِلَيْهِ كَرِيماً ( صلى الله عليه وآله و سلم ) »
( سپس قبض كرد به طرف خود روح پيامبراكرم ( صلى الله عليه وآله و سلم ) را در حالى كه با بزرگوارى از دنيا رفت ، درود خدا بر او و آل او باد . )
« وَخَلَّفَ فِيكُمْ مَا خَلَّفَتِ الْاَنْبِيَاءُ فِى اُمَمِهَا »
( و باقى گذاشت در بين شما ملّت چيزى را كه انبياى گذشته هم در امّتهاى خودشان باقى گذاشتند . )
چنان نبود كه پيامبرى كه از دنيا مىرود مردم را به حال خودشان باقى بگذارد ، بلكه كتاب و دستورات خدا برايشان باقى مىماند ، چنانچه بعد از حضرت موسى و حضرت عيسى و حضرت داود ( عليهم السلام ) تورات و انجيل و زبور در بين امّتهاى آنان باقى مانده بود .
« اِذْ لَمْ يَتْرُكُوهُمْ هَمَلا بِغَيْرِ طَرِيق وَاضِح »
( زيرا پيغمبران هيچ گاه ملّتها را بدون اين كه راه روشنى در ميان باشد رها نكرده اند . )
« وَلاَ عَلَم قَائِم »
( و نه بدون نشانه اى كه روى پاى خودش ايستاده باشد . )
سابقاً بين راهها چيزهايى را به عنوان علامت مىگذاشتند . « عَلَم » نشانه اى است كه به وسيله آن انسان هدف را پيدا مىكند . و چون پيغمبران هميشه راهنماى مردمند ، از اين جهت پيامبر ما هم كه از دنيا رفت بين ما چيزى را باقى گذاشت .
« كِتَابَ رَبِّكُمْ فِيكُمْ »
( نوشته پروردگارتان را در بين شما . )
منظور از كتاب ، قرآن است . از اين جمله حضرت امير ( عليه السلام ) مىفهميم كه قرآن همان موقع مضبوط و منظّم بوده ، چنين نبوده كه هر سوره و آيه اى از آن پيش كسى باشد . تنظيم قرآن اجمالا در زمان حيات حضرت خاتم الانبياء ( صلى الله عليه وآله و سلم ) بوده است . سپس از اينجا حضرت در توصيف قرآن برمى آيند و اقسام آيات را ذكر مىكنند .
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 543
مساهمون: الشيخ المنتظري
ص٥٤٣