[ يعنى سرخسى ] كه در نزد او مقام رصد دارد بر آن بنا شده است ، و
T
قطب شمال باشد كه بر افق قرار دارد ، و
e
سمت الرّأس است كه بر نقطهء
D
از معدّل النّهار واقع است ؛ و نيز فرض كنيم شهر رصد
H
و نصف النّهار آن
THY
باشد . ساعتهاى كسوف حساب شدهء براى قبّه
BS
مشابه
KZ
است ، و آنچه در شهر
H
بهدست مىآيد
SF
مشابه
KM
، و آنچه مقصود يافتن آن است
BO
برابر با
DY
است . آشكار است كه
OF
تعديل روز در شمالى بايد از
SF
كاسته و در جنوبى بر آن افزوده شود تا
OS
بهدست آيد ، كه تفاضل آن با
BS
همان
OB
مطلوب است . و نصف قوس روز ، جز در صورتى كه ميل شمالى باشد از نود بيشتر ، و جز در صورتى كه ميل جنوبى باشد از نود كمتر نيست ، پس لازم است كه در ميل شمالى تعديل روز كاسته و در ميل جنوبى افزوده شود . و اين چيزى نيست كه كسى چون محمّد بن اسحاق از عهدهء فهم آن برنيايد ، مگر اينكه دچار اشتباه شود ، و بيشتر اشتباهات دانشمندان در رصدها در شرايطى است كه در امور متقابل با يكديگر بايد مراعات شود .
و اما قبّه در ميانهء قسمت آبادان زمين است و ، بنابر آنچه ياد شد ، وضع آن نسبت به دو كرانهء اين قسمت آبادان اختلاف پيدا مىكند . و لازم است كه دربارهء آن گفتار مشرقيان معتبر شمرده شود ، چه ديگران از آن ياد نمىكنند . و گفتهاند كه به اندازهء يك ساعت و ثلث ساعت در مشرق بغداد واقع است . و هنگامى كه از قبّه سخن گفته مىشود ، آغاز محاسبهء طول از مشرق است ، و در اين هيچ زيانى نيست ، چه مسئله به اتّفاق و يك سخنى بازمىگردد نه به اختلاف .
و چون طول و عرض دو شهر دانسته باشد ، احوال ديگرى كه به آنها وابسته است نيز نسبت به يكديگر دانسته خواهد شد ، كه از آن جمله است فاصلهء ميان آن دو شهر و اينكه يك شهر در كدام سوى شهر ديگر واقع است و نقاط تقاطع افقهاى آنها كجا است ، چه اين امر [ هنگام بحث ] در دايرههاى عظيمهاى كه افقها نيز از آن گونه است ضرورى است و دانستن آن سود اين جهانى و آن جهانى دارد .