افزون بر اينكه اصل حضور كلينى در بغداد در حين تدوين كافى محل تأمّل است - و پيش از اين بدان پرداختيم . مگر اين روايات فقط اختصاص به بغدادىها دارند ؟ كلام بيهوده مىتواند در كنار امام معصوم عليه السّلام هم از افراد صادر شود .
رياستطلبى اختصاص به بغداد ندارد و نيز مذمّت ثروت . از سوى ديگر ، اينها در قرآن هم مذمّت شدهاند و - در آينده هم بيان خواهيم كرد كه - بسيارى از روايات پيشوايان شيعى ، كه در منابع شيعى نقل شده ، در منابع اهل سنّت هم از پيامبر نقل گرديدهاند .
3 . وى در ادامهء عبارت قبل مىنويسد :
با در نظر گرفتن روايات ديگرى كه در ميان همين راويان رواج داشته و در آن ، ائمّه [ عليهم السّلام ] شيعيان را در تفسير و اعتقاد و عمل ، از تمسّك به هر چيز بجز الهامات خودشان بر حذر داشتهاند و اطاعت از سلطان را نكوهش كردهاند ، تنها مىتوانست به عنوان خطاب مستقيم و زير سؤال بردن مرجعيت سياسى شيعيان دوازده امامى بغداد باشد .
درخصوص اين عبارت ، بايد از نويسنده پرسيد كه وى از كجا دريافته است كه اين روايات فقط مىتوانستند خطابى مستقيم به شيعيان دوازده امامى بغداد باشند و به چه دليل نمىتوانستند شامل شيعيان بصره يا كوفه يا مدينه يا هر جاى ديگر باشند ؟
افزون بر اين ، آيا اصطلاح « شيعيان دوازده امامى » مربوط به دورهء كلينى يعنى غيبت صغراست ؟ و چگونه روايات امام رضا و امام كاظم و امام حسن عسكرى عليهم السّلام خطاب مستقيم و زير سؤال بردن مرجعيت سياسى شيعيان دوازده امامى بغداد هستند ؟ البته روشن است كه پيشفرض نويسندهء محترم بايد اين باشد كه اين روايات در قم ساخته شده و مستقيما بغدادىها را مخاطب خويش قرار مىدهند ،
دوره شكل گيرى تشيع دوازده امامى (فارسى) — صفحة 44
مساهمون: آندرو جي . نيومن
ص٤٤