آنها ، ائمّه [ عليهم السّلام ] شيعيان را در تفسير و اعتقاد و عمل ، از تمسّك به هر چيزى بجز الهامات خودشان بر حذر داشتهاند و اطاعت از سلطان را نكوهش كردهاند ، تنها مىتوانست به عنوان خطاب مستقيم و زير سؤال بردن مرجعيت سياسى شيعيان دوازده امامى بغداد باشد ؛ [ چرا كه ] ايشان دقيقا درگير همان مشغلهها [ ى مذمّت شده ] بودند و با همپيمانى آشكار با دربار ، به توجيه شرعى سلطهء اهل تسنّن و تضمين نتيجهبخش اقدامات سياسى - نظامى ، اين سلطه را مساعدت مىكردند .
درست همان زمانى كه همعقيدههايشان در قم ، از عواقب آن آسيب مىديدند .
در عبارت مزبور ، چند نكتهء قابل تأمّل وجود دارند :
1 . نويسنده ادعا مىكند :
در آن [ بغداد ] ، همكيشان ايشان متون مقدّس و دينى مذهب شيعه را به نفع تفسيرها و تحليل عقلگرايانه و مشخصا سنّى كنار مىگذاشتند .
دقيقا كداميك از متون شيعى توسط شيعيان بغداد آن هم به نفع سنّيان كنار گذاشته شد ؟ ضرورت داشت اشاره شود چه متنى ، چه حديثى ، آن هم توسط چه كسى به نفع كدام جريان سنّى كنار نهاده شده است ، و گرنه مطالب ادعا شده را مىتوان دربارهء هركس و هر مكتب در هرجايى ادعا كرد .
2 . نويسنده آورده است :
اقدام كلينى در بغداد ، در درج اين قبيل روايات قمىها - كه در آن ائمّه [ عليهم السّلام ] طلب ثروت ، تجمّل ، زنان ، مقام ، كلام بيهوده ، رياست ، حيف و ميل بيت المال را مذمت كردهاند - . . .
دوره شكل گيرى تشيع دوازده امامى (فارسى) — صفحة 43
مساهمون: آندرو جي . نيومن
ص٤٣