[ مقدّمه ]
احاديث دو كتاب اول اصول كافى تمايل نخبگان شيعهء دوازده امامى بغداد را به تمسّك به عقل ، زير سؤال برد و بر اهميت علم يقينى تأكيد كرد . لازم بود كلينى بر اهميت و در واقع ، ضرورت اين مطلب استدلال كند كه بايد منحصرا و مخصوصا به ارشادات ائمّه [ عليهم السّلام ] به عنوان يگانه منبع اين علم مراجعه كرد . بصائر چنين دليلى را فقط براى شيعيان قم ارائه كرده بود ؛ نيازهاى شيعيان قم در زمان غيبت امامشان ، متأثر از تهاجم سياسى - نظامى از جانب مركز [ حكومت ] عبّاسيان و هجمهء معنوى از ناحيهء ديگر گروههاى شيعى همچون زيديه و اسماعيليه بود .
احاديث بصائر شيعيان قم را ، بهرغم اينكه در محاصره قرار داشتند ، به عقايدشان دلگرم مىكرد .
نيازهاى شيعيان بغداد ، كه كلينى در آنجا و براى آنها احاديث كافى را گرد آورده بود ، بود ، با نيازهاى قمىهاى يك نسل پيشتر [ كه بصائر براى آنها تدوين شده بود ] تفاوت داشت . گفتمان كلامى غالب در ميان شيعيان بغداد ، ماهيتى عقلگرا داشت . در درون جامعهء شيعيان بغداد ، گفتمان كلامى غالب با چالشهايى از جانب معتزليان سنّى عقلگرا ، حديثگرايى سنّى احيا شده و شيعيان غيرامامى مواجه بود . مجموعه احاديثى كه سمت و سوى كلامى داشت و كلينى آنها را گرد آورده بود ،