به نيرنگ چنگ زد و باكياك سردار ترك را بسوى خويش جلب كرد و بتقتل موسى بن بغا برانگيخت به اين وعده كه فرماندهى سپاه را به دو ميدهد اما باكياك بوعده خليفه دلخوش نكرد و نامه خليفه را به موسى بنمود و دو حريف همسخن شدند كه باكياك باخلاصمندى خليفه تظاهر كند و او را از ميان بردارد خيلى زود تركان بر قتل خليفه همسخن شدند كه او بقتل كسانى از موالى كه مورد علاقه تركان بودند فرمان داده بود ، از اينرو بشوريدند و دستگيرش كردند و از خلافت بينداختند و بدين قانع نشدند بلكه او را شكنجه كردند تا در رجب 256 جان بداد
مسعودى گويد : " مهتدى امر بمعروف و نهى از منكر ميكرد شراب را منع كرده - بود . از فحشا جلوگيرى ميكرد . عدالت را بسط داد و هر جمعه به مسجد ميرفت و از پس خطبه امامت نماز ميكرد از اينرو خلافت وى بر عامه و خاصه ناگوار شد و دوران وى را دراز شمردند و در كار او حيله كردند تا كشته شد . "
مهتدى از همه خليفگان عباسى منزهتر و نيك سيرتتر بود و بعبادت دلبستهتر ، در روش خود به عمر بن عبد العزيز اقتدا داشت ميگفت : شرمم آيد كه از امويان يكى مثل او باشد و از عباسيان نباشد . شخصا برسيدگى مظالم مىنشست و ميان كسان به عدالت حكم ميكرد و در غذا و لباس خويش قناعت داشت .
ابن اثير گويد : در متروكات مهتدى بستهاى يافتند كه جبهاى و عبائى و كلاهى پشمين در آن بود كه بشب ميپوشيد و نماز ميكرد ميگفت چرا فرزندان عباس شرم نكنند كه از ايشان يكى چون عمر عبد العزيز نيست ، وى از لهو بدور بود غنا را منع كرد و قويدستان را از ظلم زيردستان بازداشت و چون روزه ميداشت بنان و زيتون و سركه و نمك افطار ميكرد .
معتمد 256 - 279
از پس مهتدى ، تركان معتمد را كه در قصر محبوس بود بخلافت