از طرف ديگر عباسيان گر چه بنام دين و خلافت پيغمبر حكومت داشتند اما دولتشان نشان استبداد شاهان قديم داشت و تظاهرشان بديندارى كسان را كمتر فريب ميداد .
اين خاندان جبار كه مسلمانى را بازيچه مطامع خويش كرده بود از حميت و مروت عربى نيز بىبهره بود و بعهد و پيمان علاقه نداشت و هر پيماننامه يا اماننامه را كه بر خلاف مصالح ايشان بود بيدريغ نقض ميكردند و گاه براى فريب كسان از فتواى فقيهان مزدور مجوزى ميساختند و اين كار چون لكهاى سياه دامان بيشتر خليفگان را آلوده كرد .
و هم از علل ضعف عباسيان كه بسقوطشان انجاميد ، پيدايش فرقههاى مختلف الحاد پيشه را نام بايد برد چون راونديان و خرميان و گروه متكلمان و معتزليان و جز آنها كه مايه تفرقهء مسلمانان شدند و بعضىشان آشكارا بر ضد دولت بودند و براى سقوط آن مىكوشيدند .
با وجود اين ، دوران دوم عباسى امتيازات خاص دارد كه تمدن اسلامى در اثناى آن راه كمال پيمود . در اين دوران خليفگان نيز بودند كه براى تجديد عظمت ديرين كوشش آغاز كردند و نيز دولتهاى كوچك چون دولت سامانيان و بويهيان و حمدانيان و غزنويان و سلجوقيان و جز آنها در قلمرو اسلام پديد آمد كه در پيشرفت و تكامل تمدن اسلام و رواج علم و بسط ادب و هنر سهمى شايسته داشتند و در عين حال مايه ضعف و مقدمهء سقوط نهائى دولت عباسى بودند .
سرگذشت خليفگان اين دوران نشان ميدهد كه تركان تا چه حد بر دولت تسلط يافته بودند تا آنجا كه نصب و عزل خليفگان بدست ايشان ميشد .
نفوذ تركان از دوران معتصم پديد شد و او نخستين خليفه بود كه بر مردم ترك اعتماد كرد و سپاه از ايشان گرفت و نگهبانان خاص از تركان داشت و مناصب معتبر را بديشان سپرد و ولايتهاى بزرگ داد و زمينه ضعف عرف و استيلاى ترك را كه مايه سستى كار خلافت و سقوط نهائى آن بود فراهم آورد .
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 366
مساهمون: حسن ابراهيم حسن
ص٣٦٦