و مدعيان پيغمبرى فرستاد . شماره فرماندهانى كه براى جنگ فرستاده شدند يازده تن بود كه هر كدام بيك سمت عربستان مأمور شدند ابو بكر براى هر يك از آنها نامهاى نوشت دستورشان داد كه " در كار خدا ساعى باشند و با كسانى كه از راه خدا برگشتهاند و فريب شيطان را خوردهاند جهاد كنند و مسلمانان را از جنگ با دشمنان بازندارند و جز با كسانى كه به خدا و رسول كافر شدهاند جنگ نكنند و مردم ناشناس را بسپاه مسلمانان راه ندهند مبادا جاسوس باشند .
و نيز ابو بكر نامههائى بمرتدان نوشت و دعوتشان كرد كه به اسلام بازگردند و شبههاى را كه در مرگ رسول براى آنها پيش آمده بود رفع كرد و گفت كه پيغمبر نيز انسان است و مانند ديگر انسانها مرگ بر او رواست ، سپس تهديدشان كرد كه اگر به اسلام برنگردند خونشان هدر است و زن و فرزندانشان اسير ميشوند .
يكسال نگذشت كه سپاهيان اسلام همه جا در جهاد با مرتدان فيروز شدند و بار ديگر كار اسلام بالا گرفت و كلمهء حق برترى يافت ، سر ويليام موير در كتاب " خلافت " درباره علتى كه مسلمانان را در جنگهاى عقبكرد با فيروزى قرين كرد گويد : " فيروزى و كاميابى مسلمانان نتيجهء روح نيرومندى بود كه پيغمبر در پيروان باوفاى خود دميده بود . "
نامهء ابو بكر
نامهاى كه ابو بكر براى مرتدان فرستاد بدين مضمون بود : " بنام خداوند بخشندهء مهربان . از ابو بكر خليفهء پيغمبر خدا بسوى هر كس كه اين نامه به دو ميرسد از خاص و عام ، مسلمان و مرتد . درود بر آن كس كه پيرو هدايت است و پس از هدايت به ضلالت و كورى برنگشته است . من خداى يگانه را ستايش ميكنم و شهادت مىدهم كه خدائى جز او نيست و محمد بنده و فرستادهء اوست و بدانچه آورده اعتراف دارم و هر كس از قبول آن امتناع ورزد وى را كافر ميدانم و با او جهاد ميكنم .
اما بعد ، خداوند محمد را به حق بسوى خلق فرستاد كه ترساننده و مژدهرسان باشد و باذن خانهء كعبه در ايام حج