تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
ابوذر غفارى را كه از بزرگان اصحاب پيغمبر بود ديدند كه لباس او و غلامش يكى است از او سبب پرسيدند گفت از پيغمبر شنيدم كه ميگفت هر كه برادر مؤمن او زير دستش شود بايد هر چه مىخورد به دو بخوراند و هر چه ميپوشد به او بپوشاند و كارى كه در قدرت وى نباشد به دو تكليف نكند و اگر تكليف كرد به او كمك كند . پس از آن پيغمبر گفت وقتى خادم شما طعام ميآورد اگر او را بر سفره نمىنشانيد يك يا دو لقمه به او بدهيد زيرا او غذا را آماده كرده است . ابن مسعود انصارى گويد : من غلام خود را ميزدم ، صدائى از پشت سر شنيدم نگاه كردم پيغمبر بود تازيانه را انداختم پيغمبر گفت : به خدا كه قدرت خداوند بر تو بيشتر از قدرتيست كه بر اين غلام دارى . ابو هربره گويد : پيغمبر مردى را ديد كه سوار بود و غلامش دنبال او پياده ميرفت . پيغمبر به دو گفت : غلامت را نيز سوار كن او برادر تو است . روح او مثل روح تو است ، او نيز غلام را سوار كرد . توجه به حال بندگان منحصر به پيغمبر نبود على بن ابيطالب گويد : من خجالت مى - كشم انسانى را كه خدا را ميپرستد به بندگى بگيرم ، و نيز روايتى هست كه وى چند درهم بغلام خود داد كه دو لباس با قيمتهاى مختلف بخرد وقتى لباسها را آورد آن را كه نازكتر و گرانتر بود بغلام داد و ديگرى را براى خود نگاه داشت و گفت : لباس بهتر حق تو است تو جوانى و به تجمل مايلى اما من پير شده‌ام . اسلام بروحيه بندگان نيز توجهى خاص داشت خداوند در اين آيه آنها را دل‌شاد مىكند و ببخشش خود و پاداش نيك اميدوار مىكند :
يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِمَنْ فِي أَيْدِيكُمْ مِنَ الْأَسْرى إِنْ يَعْلَمِ اللَّهُ فِي قُلُوبِكُمْ خَيْراً يُؤْتِكُمْ خَيْراً مِمَّا أُخِذَ مِنْكُمْ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ .
« 1 »
هامش
( 1 ) - سوره انفال آيه 70
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 213 | حسن ابراهيم حسن / ابوالقاسم پاينده