لحن جلى : اختلالى است كه بر الفاظ وارد مىشود و موجب تباهى معنا و لفظ مىشود ، يا بر الفاظ وارد شده و فقط موجب تباهى لفظ مىشود « 1 » . امّا لحن خفى خطايى است كه وقتى بر الفاظ داخل مىشود فقط خود لفظ را تباه مىكند .
بيان مطلب : لحن جلى كه در معنا و لفظ اختلال ايجاد مىكند ، تغيير دادن حركات اصلى است ، مانند ضمّه دادن تاء در كلام خداوند :
أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ
( فاتحه ، آيهء 7 ) و يا كسره دادن آن ، يا مثلا مفتوح خواندن تاء در اين عبارت :
ما قُلْتُ لَهُمْ
( مائده ، آيهء 117 ) . اما قسم دوم از لحن جلى كه لفظ را تباه مىكند نه معنا را ، مثل رفع يا نصب دادنها در اين آيه :
الْحَمْدُ لِلَّهِ
( فاتحه ، آيه 2 ) .
لحن خفى : مانند تكرير راء [ افراط در آن ] ، طنين دادن به نون ، تغليظ لام و درشت كردن آن ، غنّوى خواندن لام ، اظهار اخفاها ، شديد خواندن حروف لين ، نرم خواندن حروف داراى شدت ، وقف به حركات . اينها تباه كنندهء معنا و ناقص كنندهء لفظ نيست ، بلكه اختلالى است كه بر لفظ عارض مىشود و از برجستگى آن مىكاهد و نا زيبايى و نانيكويى قرائت را در پى دارد ؛ زيرا موجب « رتّة » و « لثغة » « 2 » است ؛ مانند قسم دوم از
هامش
آن ، چه معنا را تغيير دهد يا ندهد باز لحن جلى است ، و لحن خفى ، غلط خواندنى است كه حرف را تباه كند ، مانند : ترك اخفا ، اقلاب و غنّه ، كه باعث تباهى معنا و اعراب نمىشود .
( 1 ) . از نسخهء « ط » بخشى از عبارت حذف شده كه به تعريف ضرر مىرساند ، همين طور عباراتى در آن آمده كه در ساير نسخ نيست . عبارت نسخهء « ط » چنين است : لحن جلى اختلالى است كه بر الفاظ وارد مىشود و موجب تباهى معنا و لفظ مىشود ، امّا لحن جلى ، تغييرى است كه سبب مىشود مرفوع ، مجرور و منصوب ، اعرابى ديگر شود ، يا ايجاد دگرگونى در مبنى با تغيير حركت و سكون آن است ، مانند ضمّه دادن تاء در گفتار خداوند :أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْيا كسره دادن تاء در : « ما قلت لهم » ، قسم دوّم از جلى . . .
همچنين از نسخهء « د » مطالبى حذف شده كه معنا را فاسد مىكند ، عبارت « د » چنين است : لحن جلى اختلالى است كه بر الفاظ وارد مىشود و فقط لفظ را - بدون تباهى معنا - تباه مىكند ، مانند : رفع و نصب هاء در قول خداوند : « الحمد لله » و لحن خفى ، مانند : تكرير راء و . . . اين عبارت در نسخههاى « س » و « ق » نيامده است .
( 2 ) . رتّه : لكنت و گنگى در گفتار است ؛ و لثغه : روى گردانى زبان از حرفى به حرف ديگر است .