حجّته من بعض » « 1 »
يعنى شايد بعضى از شما در استدلال آوردن زيركتريد .
معناى ديگر لحن : بخشى از صداهاى قراردادى است كه مشابه صداى طرب انگيز و آواز است ، مثل اين كه كسى صدايش را طرب انگيز كند ؛ يعنى شبيه آواز بخواند و به همين معناست هنگامى كه گفته شود : « لحن فى قرائته » ؛ هنگامى كه خواندن به صورت آواز باشد و با الحان و نغمات موسيقى بخواند .
لحن به معناى خطا و غلط خوانى : از همين رو ، به كسى كه قرائتش صحيح نباشد لحّان ( غلط خوان ) مىگويند و قرائت او را لحن نام نهادهاند ؛ زيرا مانند كسى است كه كلامش از مسير صحيح و درست ، عدول كرده است . شاعرى مىگويد :
« فزت بقدحي معرب لم يلحن » « 2 » و اين همان معنايى است كه از لحن منظور نظر ماست « 3 » .
فصل دوم - لحن و حقيقت آن
لحن بر دو قسم است : لحن جلى و لحن خفى ، و هر كدام معناى خاصى دارد و حقيقتى است كه نشان دهندهء قارى غلط خوان است « 4 » .
هامش
( 1 ) . در نسخهء « ط » آمده است : « لعل بعضهم » ولى در نسخ « س » ، « ق » و « د » چنين نيست . در مورد حديث مذكور ر . ك : صحيح بخارى ، ج 3 ، ص 162 و ج 8 ، ص 62 ، 112 و صحيح مسلم ، ج 3 ، ص 1337 .
( 2 ) . من دو تير برندهاى را بردم كه هميشه صحيح مىخواند و اشتباه نمىكرد .
اين بيت در المحكم ، ج 3 ، 258 ؛ اللسان ، واژه « لحن » بدون نسبت دادن به كسى آمده است ؛ اما اين بيت از رؤبة بن عجاج است ( مجموع اشعار العرب ، ج 3 ، ص 164 ) .
( 3 ) . در مورد معانى لحن ر . ك : المحكم ، ج 3 ، ص 258 ؛ اللسان و قاموس واژهء لحن ، و تفسير طبرى ، ج 13 ، ص 252 .
( 4 ) . سخاوى لحن جلى را تغيير در اعراب دانسته و در مورد « خفى » مىنويسد : حق حرف وفا نشود و در آوردن صفات حرف كوتاهى شده يا افراط شود ( جمال القرّاء ، ص 190 ب ؛ ابراز المعانى ، ص 743 و در شرحا القارى و الشيخ زكريا على المقدمه ، ص 19 ، 20 آمده است : لحن جلى ، خطا خواندنى است كه بر لفظ عارض شده و معنا و اعراب را تباه كند ، مانند رفع يا نصب دادن به مجرور و مانند