تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى ) — صفحة 578

مساهمون:

ص٥٧٨
اختيار فرمود و در نظر او مسلم است كسى كه تنها خدا را شناسد نه پيغمبر را نبايد ثواب ببرد و ( خاصه حال است براى اللّه ) و در اين مسأله تأمل بايد كرد چون ثبوت ثواب حكم عقل است . و در حكم عقل شرط شرعى غير معقول است ، اگر خداوند تعالى بچنين مردى ثواب ندهد و موافق عقل مخالف عدل او باشد شرط نتوان كرد و اگر مخالف عدل نباشد از اول عقل حكم به ثواب نميكند و حاجت به شرط نيست . اما چون كافر مقصر اصلا ببهشت نميرود ثواب عمل خير او را در جهنم به او بايد داد بتخفيف عذاب يا پيش از آن و هو مشروط بالموافاة لقوله تعالى
لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ
و قوله تعالى
وَ مَنْ يَرْتَدِدْ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ
شرط ثواب آن است كه عامل خير بر ايمان از دنيا برود چون خداى تعالى فرمود
لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ
. اگر شرك آورى عمل تو باطل شود و فرمود
وَ مَنْ يَرْتَدِدْ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَيَمُتْ وَ هُوَ كافِرٌ فَأُولئِكَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ
در اينجا سخنى است كه حبط و احباط در قرآن بمعنى اصطلاحى علما نيست و علما الفاظ را در غير معنى اصطلاح قرآن بسيار استعمال ميكنند . و نميدانم مقصود خداى تعالى آن است كه عمل مكلف در حال اسلام اصلا باطل است چون در حال مرگ كافر مىشود يا صحيح بود و ثواب هم داشت و كفر ثواب آن را باطل و نيست كرد يا آنكه مشرك شدن بعد از عمل اصل عمل را باطل مىكند و هيچ‌يك صحيح نيست و مقصود خدا هم نيست . شارح علامه فرمود معقول نيست عمل مكلف در حال اسلام باطل باشد يا صحيح باشد و ثواب نداشته باشد يا صحيح باشد و ثواب هم داشته باشد و عمل ديگر بقهقرا در گذشته تاثير كند و عمل را باطل سازد و آن عين احباط است كه شيعه باطل ميداند . و نيز علامه فرمود معتزله در هنگام استحقاق ثواب بر چهار قولند گروهى گويند همان هنگام كه عمل طاعت و معصيت كند مستحق ثواب و عقاب مىشود و شرط موافات