نميتوان گفت هميشه كلمه ابد در تورات براى خلود و دوام است منتها آنكه گوئيم ظاهر دلالت بر دوام مىكند و لكن ظاهر دليل يقينى نيست و بدليل معارض ميتوان ترك كرد .
و السّمع يدلّ على عموم نبوّته عليه السّلام .
گروهى از نصارى پنداشتند پيغمبر ما براى عرب فرستاده شده است نه همه افراد بشر و آيات قرآن و روايات بر عموم نبوت او دلالت دارد . فرمود
« لِأُنْذِرَكُمْ بِهِ وَ مَنْ بَلَغَ »
يعنى قرآن را بر من فرستادند تا شما را هدايت كنم با هر كس كه خبر قرآن به او برسد و اگر گوئى قرآن به زبان عربى است و غير عرب نميفهمند گوئيم ترجمه معانى آن ممكن است و اگر گوئى پيغمبر را بايد به زبان قوم فرستاد گوئيم تا شنوندگان نزديك معانى را نيك ادراك كنند و به ديگران بفهمانيد و اگر گوئى مسلمانان مجبورند لفظ قرآن را به زبان عربى بخوانند در نماز و عبادات گوئيم براى آنكه عبارت و الفاظ آن محفوظ و متواتر ماند . و براى عمل به قرآن نميتوان بلفظ عربى اكتفا كرد بلكه بايد معنى آن را دريافت اگر گوئى ياجوج و مأجوج كه رابطه آنها با مردم اين جانب مقطوع است آيا مكلفند بشريعت اسلام و آيا اسلام براى آنها نيز فرستاده شده است . علامه رحمه اللّه از قول قاضى القضاه دو احتمال درباره آنها نقل كرده است . يكى آنكه مانند حيوانات مكلف به هيچ دين نباشند دويم آنكه مكلفند و خبر اسلام به آنها رسيده و بايد نزديك سد بيايند و از احكام اسلام آگاه كردند . « 1 »
هامش
( 1 ) خواننده بايد متوجه اين نكته باشد كه براى احتجاج و استدلال به همه آنچه در كتب روايات ما از حضرت موسى و عيسى و ساير انبيا عليهم السلام نقل كردهاند تمسك نميتوان كرد اگر چه در روايت صحيح هم وارد باشد شايد گاهى نقل آن را براى يهود حرام دانيم اگر موجب سخريه و افسوس گردد مثل اينكه وقتى بنى اسرائيل بدنشان آلوده به نجاست ميشد بمقراض ميبريدند يا هارون دو پسر داشت بنام شبر و شبير و حضرت امام حسين عليهما السلام را بنام آنها ناميدند و شبير بمعنى حسين است عليه السلام علامه رحمة اللّه آنچه در اينجا نقل كرده از اين قبيل نيست و از كتب روايات اخذ نشده بلكه از متن كتب آنها منقول است كه احتجاج به آن ميتوان كرد .