عمر چشم درد نگرفت و در زمستان و تابستان جامه يكسان ميپوشيد .
7 - يكى از معجزات او شق القمر است و ما شرح و تفصيل و دفع شبهات آن را در كتاب راه سعادت نوشتهايم .
8 - پيغمبر درختى را پيش خود خواند زمين را شكافت و پيش آمد و باز فرمود آن درخت بجاى خود بازگشت و آن را در نهج البلاغه در ضمن يكى از خطبههاى امير المؤمنين عليه السّلام آورد كه اين عمل به خواهش جماعتى از كفار كرد و آنها ديدند و ايمان نياوردند و چون اين در نهج البلاغه نقل شده است و كلام آن حضرت را سخنشناسان تميز ميدهند و آن را در حضور جماعتى از مردم نقل كرد كه پيغمبر را ديده و اوصاف او را شنيده بودند قابل رد و انكار يا از اخبار ضعيف نيست .
9 - تمسك بشهرت ستون حنانه كرد و يكى از ستونهاى مسجد را ستون حنانه ميگفتند و علت شهرت آن بود كه حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله مدتها بر آن ستون تكيه ميزد و خطبه ميخواند تا منبر ساختند بر فراز منبر تشريف برد آن ستون ناله مينمود پس نزديك آن ستون آمد و آن را در برگرفت او هم از ناله آرام گرفت مردم گفتند ناله نخستين او از فراق پيغمبر بود و آرامش بعد از آن از اينكه باز پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله به او محبت نمود و آن را معجزه دانستند نه تعبير استعارى و اعتبار بتشخيص آنها است كه حاضر بودند و تعبيرات استعارى نزد آنها بسيار متداول بود و اين را حمل بر معجزه كردند .
10 - اخبار غيب از آن حضرت بسيار ظاهر گشت چنان كه بكشتن حضرت ابى عبد اللّه عليه السلام و جاى آن خبر داد و بقتل ثابت بن قيس بن شماس خبر داد و پس از رحلت آن حضرت بقتل رسيد و بفتح مصر خبر داد و دستور فرمود با قبطيان نيكو رفتار كنند چون با عرب هم پيمان و هم رحمند ( هاجر مادر اسماعيل از آنها بود ) و خبر داد كه مسيلمه دعوى پيغمبرى كند و كشته شود و عبسى در صنعا دعوى كند و كشته شود فيروز ديلمى او را كشت در اوان رحلت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و مسيلمه را خالد بن وليد كشت و نيز على عليه السّلام را از خبر ذى الثديه آگاه ساخت .
كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى ) — صفحة 497
مساهمون: العلامة الحلي
ص٤٩٧