نبوت پيغمبر ما محمد بن عبد اللّه خاتم الانبياء صلّى اللّه عليه و آله
و ظهور معجزة القرآن و غيره مع اقتران دعوة نبيّنا محمّد صلّى اللّه عليه و آله يدلّ على نبوّته و التحدّى مع الامتناع و توفّر الدّواعى يدلّ على الاعجاز و المنقول معناه متواترا من المعجزات يعضده .
مسأله هفتم . در اثبات نبوت خصوص پيغمبر ما است صلّى اللّه عليه و آله و سلّم . در اينجا به دو دليل تمسك جست اول قرآن و دوم معجزات محسوسه . قرآن هم خود متواتر است و هم بتواتر از پيغمبر نقل شده و هم عجز مردم از معارضه متواتر است و ساير معجزات متواتر معنوى است و فرق ميان تواتر و اخبار آحاد و تواتر لفظى و معنوى در منطق و اصول بيان شده است طريقه اثبات نبوت بمعجزه آن است كه گويند معجزه را خداوند بر دست پيغمبران جارى مىكند و هرگاه كسى دعوى پيغمبرى نكند بعيد نيست كه خداوند تعالى خوارق عاداتى از او بمردم بنمايد و فضل او را آشكار كند اما اگر كسى دعوى پيغمبرى كند بدروغ خداى تعالى بر دست او معجزه اظهار نخواهد كرد چون سبب گمراهى مردم مىشود و آن را كه براستى پيغمبر نيست به پيغمبرى مىپذيرند و احكام غير خدا را رواج ميدهند پس دعوى پيغمبر و اظهار معجزه دليل تصديق خداوند است تعالى ذكره .
پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم قرآن را معجزه خود خواند و مردم را دعوت بمعارضه كرد اما مردم حاضر نشدند مانند او قرآنى يا سورهء بياورند و عاجز گشتند و دليل عاجز گشتن آنها است كه بجنگ و كشته شدن و اسارت و غارت اموال خود تن دادند و اگر سوره مانند قرآن آورده بودند گرفتار اين بليات نميشدند چون پيغمبر مجاب شده بود آنها ميگفتند
لَوْ نَشاءُ لَقُلْنا مِثْلَ هذا
اگر خواهيم مانند اين بياوريم ( انفال ) دليل آن است كه نياورده بودند و بگزاف لاف ميزدند كه نميخواهيم و اگر بخواهيم ميتوانيم خدا هم ميفرمود بياوريد .