چه حلال كرده باشند براى ما رزق نيست زيرا كه صاحب آن مىتواند از رأى خود برگردد و پس از حلال كردن حرام كند و انسان را از تصرف بازدارد . و خوراك چهارپايان در اصطلاح معتزله رزق نيست چون مالك علف ميتواند آن را از چهار پا منع كند اما در لغت شايد رزق بر آن اطلاق كنند و رزق ملك نباشد چون غذائى كه در ضيافت مىخورند پس از خوردن رزق است و منع او نميتوان كرد . و همه جهان ملك خدا است و رزق او نيست و نيز فرزند و علم و ساير نعم رزق است و ملك نيست .
رزق از طرف خدا است زيرا كه هر چه مخلوق است از او است و هر ممكن بسبب وجود او موجود شده است و هر عملى كه انسان براى تحصيل آن بكند نيز باراده حق و مشيت او است .
و السّعى في تحصيله قد يجب و يستحبّ و يباح و يحرم .
كوشش در تحصيل روزى در شرع گاه واجب است و گاه مستحب و گاه مباح و گاهى حرام اما مكروه تعقل نميشود و جمهور خردمندان جهان بر اين رفتهاند كه كسب جائز است و حرام نيست اما بعضى صوفيه آن را حرام ميدانند به دو علت يكى آنكه اموال اين جهان همه آميخته از حرام و حلال است چنان كه تميز آن ممكن نيست و حرام آن اندازه كم نيست كه قابل اعتنا نباشد براى آنكه ظالم و فاسق كه از حرام پرهيز ندارند بسيارند و علت ديگر آنكه در كسب اعانت ظالم است كه گمرك و خراج مىگيرد و اعانت ظالم حرام است و علامه فرمود اين قول صحيح نيست زيرا كه كسب كردن براى دفع ضرر است و دفع ضرر واجب و در قرآن است
« وَ ابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللَّهِ »
و آيات در طلب روزى بسيار است و نيز گوئيم مال آميخته به حرام را خداوند براى كسى كه نميداند حلال فرموده براى دفع ضرورت و مشقت ، و مساعدت ظالم بىقصد حرام نيست و آن كسى كه بكسب معاونت ظالم كند به قصد معاونت او كسب نكرده است بلكه قصد ديگر داشت .
اگر گوئى در معاونت ظالم قصد شرط نيست زيرا كه معاونت حرام است با قصد و بىقصد چنان كه ظالمى تازيانه خواهد براى زدن مظلومى يا شمشير خواهد براى كشتن بىگناهى