تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى ) — صفحة 477

مساهمون:

ص٤٧٧
تخلف‌پذير نيست و همچنانكه مقتول بايد از دنيا برود بايد بكشته شدن برود و نظير آن علم خدا تعلق گرفت بكفر ابى لهب به اختيار خودش نه بجبر همچنانكه كافر مردن او حتمى است مختار بودن او هم حتمى است و آنكه گوسفندى را بكشد ضامن است يا انسانى را بكشد قصاص بايد كرد زيرا كه معصيت كردند و علم خدا به معصيت معصيت‌كاران رفع - عقاب و ضمان از آنها نميكند چون علم خدا تعلق گرفت كه قاتل معصيت مىكند و مقتول را ميكشد و ساير شبهه‌ها در قضا و قدر گذشت مثل آنكه اگر كشته شدن كسى حتمى است احتراز و دفاع لازم نيست يا اگر دعا كند بلا دفع نخواهد شد . و يجوز أن يكون الأجل لطفا للغير لا للمكلّف اجل ممكن نيست براى مكلف لطف باشد چون زندگى شرط تكليف است و بىحيات كسى عمل به تكليف نميتواند كرد و لطف آن است كه توانائى مكلف توقف بر آن نداشته باشد و اجل توانائى را از او سلب مىكند و تكليف معدوم مىشود اما براى غير مكلف مثلا ظالمى كه مانع از كار خير مردم شود البته مرگش لطف است از طرف خدا چون اگر زنده نباشد مردم به خدا نزديك و از مخالفت دور ميشوند و در مرگ آن ظالم آسان عبادت ميكنند . و الرّزق ما صحّ الانتفاع به و لم يكن لأحد منعه . مسأله شانزدهم - در رزق است و در آن تحقيقى علمى بيش از آنچه پيش ازين گذشت نداريم الا آنكه در ذيل قضا و قدر و جبر و اختيار از رزق نيز سخنى آوردند . و رزق در اصطلاح اشاعره هر حلال يا حرامى است كه كسى بخورد . و معتزله حرام را رزق ندانند چون رزق آن است كه خدا براى هر بنده مقرر فرمود و انفاق از آن را مستحسن شمرده است و خدا حرام را روزى كسى قرار نميدهد و امر بانفاق از آن نميكند چنان كه فرمود
« أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ »
و نيز گوئيم هر چه انتفاع و به كار بردن آن جائز باشد رزق است خواه به خوردن و خواه به غير خوردن و شرط خوردن در آن نيست و نيز رزق آن است كه كسى نتواند انسان را از آن مانع شود پس حرام رزق نيست و مال مردم اگر