تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى ) — صفحة 432

مساهمون:

ص٤٣٢
اعتراض كرد كه شما مسلمانان ميگوئيد آفريدن حيوان زشت و موذى بلكه هر چيز زشت و بدكار خداست با آنكه ما معتقديم خدا كار شر نميكند و پشه و زنبور و مگس و بوزينه و خوك و امثال آن كار او نيست و خود شما مسلمانان خصوصا آنها كه ادعاى پارسائى ميكنند براى آزار ديگران چيزهاى زيان‌آور نميسازند پس فعل شما از فعل خدا بهتر است به نظر شما گفتند ضرار بدين اعتراض تن در داد و مجاب شد چون نتوانست چيزى بگويد گفت كارهاى خوب ما هم كار خداست و كار شر نيز كار او است و چون شر نسبت به خدا داده مىشود خير محض است . بارى گفتار خواجه رد اين شبهه است كه نسبتى ميان فعل ما و فعل خدا نيست در خيريت و آن اعمال خير كه ما ميكنيم نه از جهت آن كه فعل ماست خير است بلكه از جهت آنكه خدا در مقابل اعمال خير ما سعادت و نعمت آخرت مرحمت مىكند خير است پس خير از او است نه از ما و اللّه اعلم بالصواب . و ما گوئيم القدريه مجوس هذه الامة به اين قصه مربوط است و الشّكر على مقدّمات الايمان اشاعره گفتند شكر بر ايمان واجب است و ادله نقليه بر آن دلالت دارد و هم اجماع است و اگر ايمان فعل خدا نبود شكر بر آن معنى نداشت . جواب آن است كه شكر بر توفيق و تسهيل اسباب و فراهم آوردن وسائل است ايمان ما حاصل از دعوت انبيا و ترغيب اوليا و تعليم علما و تأسيسات اهل خير و تربيت پدر و مادر مسلمان است و اينها هيچ‌يك اختيارى ما نبوده است هر چند اصل ايمان اختيارى ما است . و السّمع متأوّل و معارض بمثله و التّرجيح معنا گفتند آيات بسيار در قرآن دلالت بر جبر مىكند مانند
« خَتَمَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ وَ عَلى سَمْعِهِمْ »
و مثل
« وَ مَنْ يُرِدْ أَنْ يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقاً حَرَجاً »
و غير ذلك .
كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى ) — صفحة 432 | العلامة الحلي / علامه حلى / ابو الحسن شعرانى