و الحدوث اعتباريّ .
اشاعره گفتند انسان فاعل افعال نيست زيرا كه خودش فعل ديگرى است و علت آنكه او فعل ديگرى است و او را ديگرى آفريده آن است كه حادث بوده و چيزى كه به علت حدوث مفعول است چگونه فاعل حدوث باشد . بايد علت چيزى باشد كه آن چيز سبب معلوليت خود او نبوده مثلا آب در گرم شدن محتاج به آتش است نميشود علت گرمى آتش باشد .
و جواب آن است كه علت حدوث چيزى نميشويم چون حدوث اعتبارى است بلكه علت ماهيت افعال خود ميشويم .
اين مسأله هم نيز از آن مسائل است كه قابل نقل و بحث نيست .
و امتناع الجسم لغيره
گفتند اگر ما فاعل بوديم ميتوانستيم اجسام هم ايجاد كنيم و اين سخن نيز از اباطيل است زيرا كه هر كس قدرت بر كارى دارد لازم نيست بر همه كار قدرت داشته باشد .
و تعذّر المماثلة في بعض الأفعال لتعذّر الإحاطة .
اين بحث نيز از همانها است كه قابل نقل و بحث نيست اگر متعرض نشوند و جواب نگويند بعضى پندارند بسيارى از مطلب صحيح و براهين قاطعه اشاعره را عمدا پنهان كردند . بارى گفتند اگر انسان فاعل كارهاى خود بود بار دوم هم ميتوانست عملى مانند بار اول بانجام رساند مثلا خطى بنويسد از همه جهت مانند خط اول و هكذا جواب آن است كه مقدار جزئيات افعال خود را در دفعه اول نتوانستيم ضبط كنيم يا در ضمن حركت اختيارى گاهى لغزش غير اختيارى حاصل مىشود .
و لا نسبة في الخيريّة بين فعلنا و فعل اللّه تعالى
جواب شبههايست و شارح علامه فرمود يكى از مجوسان بر ضرار بن عمرو
كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى ) — صفحة 431
مساهمون: العلامة الحلي
ص٤٣١