تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى ) — صفحة 332

مساهمون:

ص٣٣٢
دزد آمده بريدن دست او جائز نيست . و كسبيّ العلم يحصل بالنّظر مع سلامة جزئيه ضرورة . مسأله بيست و دويم - در نظر و استدلال . مسأله منطقى است جز اين نكته كه علم نظرى محتاج به برهان و استدلال آيا بمقدمات منطقى حاصل مىشود مثلا هرگاه ماهيت چيزى را ندانيم به ترتيب جنس و فصل ميتوان حقيقت آن را يافت و برسم منطقى تشخيص داد يا نميتوان يا هرگاه حكمى بديهى نباشد مانند حدوث عالم و اثبات وجود پروردگار و بقاى روح و معاد و امثال آن آيا ميتوان بمقدمات بديهى بروش اهل منطق از ترتيب صغرى و كبرى و قياس اقترانى و خلف نتيجه گرفت و يقين به آن حاصل كرد يا نميتوان . علامه شارح فرمود در آن خلاف نمودند ، آنكه چندان تحصيل ندارد يعنى باريك بين و حق جوى نيست گويد باستدلال چيزى بدست نيايد و محققين گويند بدست آيد و در بعضى كتب آمده مخالف استدلال گروهى از عوام صوفيه‌اند كه گويند برياضت و تحصيل صفاى باطن بايد علم آموخت بكشف و حشويه اهل حديث گويند بايد متابعت روايات كرد ، نه عقل و نه قرآن كافى براى علم نيست . از جمله ادلّه آنان است كه اگر از دليل و برهان علم حاصل ميشد عقلا در مسائل اختلاف نميكردند زيرا كه دليل را غالب دو طرف متخاصم ديده‌اند و البته دليل از مقدمات بديهى تركيب مىيابد كه همه كس آسان ادراك مىكند . خواجه عليه الرحمه فرمود با سلامت صغرى و كبرى كه جزء مادى قياسند و سلامت صورت كه شرايط قياس و جزء صورى آنند البته علم حاصل مىشود و آن بديهى است و ضرورى و بىشبهه اگر كسى معتقد باشد عالم ممكن است و ممكن محتاج به علت البته معتقد شود كه عالم محتاج به علت است . اما اختلاف مردم در مسائل براى آن است كه همه بديهيات براى همه بديهى نيست و شايد بعضى در پاره مطالب بديهى شك كنند يا قياس درست ترتيب ندهند و