مراعات شرائط نكنند مثل آنكه در شكل اول بايد صغرى موجبه باشد و كبرى كليّه و يا جهت را مراعات نكنند و راه غلط در باب مغالطات از منطق مشروح آمده است .
و مع فساد أحدهما قد يحصل ضدّه .
قياس و حجت صحيح يقينا نتيجه صحيح ميدهد اما اگر صورت يا ماده آن غلط باشد لازم نيست نتيجه آن صحيح باشد و لازم هم نيست غلط باشد ، مثلا اگر بگوئيم انسان حيوان است و هر حيوان جسم است نتيجه ميدهد و چون قياس صحيح است نتيجه هم صحيح است چون نتيجه از لوازم قياس صحيح است و جدا شدنى نيست .
اما اگر بگوئيم انسان جسم است و همه جسمى جان ندارد پس انسان جان ندارد صحيح نيست چون شرط قياس آن است كه كبرى كليه باشد يعنى بگوئيم هيچ جسمى جان ندارد و در آن مثال كبرى جزئيه است و صورت آن غلط است .
و اگر بگوئيم انسان جسم است و بعض اجسام جان دارند پس انسان جان دارد اگر چه كبرى جزئيه است اما نتيجه صحيح است . از اين جهت فرمود قد يحصل ضده اگر قياس فاسد باشد گاهى ضد علم يعنى جهل و باطل نتيجه ميدهد نه هميشه .
عين آن سخن كه در صورت قياس و باطل بودن آن گفتيم و مثال آورديم در ماده قياس هم اگر غلط باشد ميگوئيم مثلا انسان جماد است و هر جمادى سخن ميگويد پس انسان سخن ميگويد در اين قياس صورت قياس صحيح است اما ماده آن غلط چون هم صغرى دروغ است و هم كبرى اما نتيجه صحيح است زيرا انسان سخن ميگويد .
و اگر بگوئيم انسان جماد است و هر جمادى بىحركت است پس انسان بىحركت است نتيجه صحيح نيست و بدانچه گفتيم معنى متن كتاب معلوم گرديد .
و شارح علامه فرمود بعضى گفتند از نظر فاسد و قياس باطل جهل لازم نيايد و چنان نيست كه هر كس در دليل باطل نظر كند بنتيجه باطل معتقد شود از اين جهت بسيار مردم كه عقيده حق دارند نظر در دليل باطل ميكنند و گمراه نميشوند . آنگاه علامه
كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى ) — صفحة 333
مساهمون: العلامة الحلي
ص٣٣٣