پيشين گردد پس از آماده شدن حالت و صفت و تغيير در آن پيدا مىشود و بىاستعداد ممكن نيست و آمادگى مراتب مختلف دارد مثلا خاك مستعد انسان شدن است و نطفه همچنين اما نزديكتر است از خاك ، اكنون گوئيم مفاهيم و معانى گاهى حكايت از آمادگى نزديك يا دور مىكند آن را كيف استعدادى گويند و خود استعداد كيف است و قوه و لا قوه همان است گويند سقمونيا مسهل قوى است و روغن بادام ملين و داراشكنه سم قوى است و افيون ضعيفتر اينها دلالت بر كيفيت استعدادى مىكند به طرف فعل و تأثير يا اگر گوئيم سنگ سخت است و خمير نرم يا فلان ضعيف البنيه است و فلان قوى ، كيف استعدادى است به طرف انفعال . و اين كيف ميان وجود و عدم است آنكه مستعد ناخوشى است نه تندرست است و نه بيمار .
كيف نفسانى
و النّفسانيّة حال أو ملكة .
مسأله يازدهم - يكى از انواع كيف كيف نفسانى است كه خاص زنده و جاندار است و آن بر دو قسم است اگر زود زوال پذيرد حال گويند مانند غضب و اگر ثابت باشد و دير زائل شود ملكه گويند مانند علم و اخلاق .
منها العلم و هو اما تصور او تصديق جازم ثابت
[ در تعريف علم و اقسام آن ]
مسأله دوازدهم در علم . و آن دو قسم است : تصور و تصديق . تصور آن است كه صورت چيزى در ذهن منتقش شود بىآنكه بر آن حكمى كند كه چگونه است و چه صفاتى دارد . و تصديق آنكه حكم كند بيقين كه معنى تصور شده او داراى صفتى و حالى معين هست يا نيست . و در تصديق چند شرط است تا آن را علم گويند اول آنكه حكم جزمى و قطعى باشد نه آميخته بترديد و گمان يعنى بايد حكمكننده احتمال خلاف ندهد و اگر احتمال خلاف دهد و لو ضعيف آن را علم نگويند مگر بمجاز مثلا خبر دهند فلان از دنيا رفت و وسائل تشييع فراهم بود جماعت دوستان زارى كنان بر در خانهاش ايستاده اما احتمال دهد شايد بسكته و علت ديگر بر آنان اشتباه شده چنان كه بسيار