تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى ) — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠
ميم و ن آنكه بالذات مختلف است همان است و آنكه بالعرض مختلف است مانند نون ساكن و نون متحرك . و ينتظم منه الكلام بأقسامه . كلام آنست كه از حروف مسموعه تأليف پذيرد كه اگر كسى يك حرف ادا كند سخن نگفته است مثل ب و د چون كودكان زبان نگشوده بر اداى يك حرف قادرند و كسى نميگويد بكلام آمده‌اند اما اگر به اختيار دو حرف با هم تركيب كنند ميگويند تازه به حرف آمده است ، و فقها نيز گفته‌اند كسى كه دو حرف مؤلف بگويد در نماز نمازش باطل مىشود اما بيك حرف باطل نميشود و كلام در گفتار مصنف شامل كلمه هم مىشود و اقسام كلام بسيار است مانند تام و ناقص و مفرد و مركب و خبر و انشا و غير ذلك همه مؤلف از حروفند . و لا يعقل غيره . يعنى غير كلام لفظى كه مركب از حروف مسموع باشد تعقل نميشود و در الهيات همچنين فرمود و اين سخن رد بر اشاعره است و اصل در اين مسأله آن است كه گروهى از متكلمان صدر اسلام بر آن بودند كه چون قرآن بسيار مكرم و معظم است و بايد آن را بغايت تجليل كرد هر چه در اين باب مبالغه شود مطابق سليقه عامه مردم بهتر است از جمله اگر بگوئيم قرآن قديم است مانند خدا بذهن آنان ملايمتر باشد از آنكه بگوئيم حادث است چنان كه ما اگر درباره پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله گوئيم اولين مخلوق است بيشتر تعظيم كرده‌ايم از اينكه بگوئيم حادث است . لاجرم كلام قديم را عوام پسنديدند و معتزله از قبول آن سرباز زدند و بفسق و بدعت متهم گشتند و بسيارى بجرم اعتقاد بخلق قرآن شكنجه ديدند و بسيارى مطرود شدند و بعضى كشته گشتند پس از آنكه علما نظر كردند و آن را باطل و غير معقول يافتند و نتوانستند مخالفت سلف كنند براى توجيه سخن باطل اسلاف بتكلف افتادند كه كلام عبارت از اين الفاظ متدرج الحصول نيست كه حادث است بلكه معنائى است الهى و از صفات او مانند عالم و قادر و تا خدا بود قرآن هم از صفات او
كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى ) — صفحة 310 | العلامة الحلي / علامه حلى / ابو الحسن شعرانى