مولم يا لذيذى در گوش پديد مىآورد اين سخن صحيح نيست زيرا كه كار گوش غير كار لامسه است . هرگاه موج گرما يا سرما يا ترشح آب يا ضرب سنگ و امثال آن به جائى از بدن انسان برسد البته قوه لامسه ادراك نخواهد كرد كه سنگ مثلا از كدام جانب آمده و به پشت او اصابت كرده يا از دور آمده يا نزديك اما آواز را ميتوان به گوش تشخيص داد از كدام جانب است و از نزديك است يا دور پس موج حامل بانك و آواز كه به گوش ميرسد داراى كيفيتى است بنام صوت با تعيين جهت و فاصله .
و يستحيل بقائه لوجوب إدراك الهيئة الصّوتيّة .
محال است صوت باقى ماند بلكه بايد هر جزء مؤخر كه موجود شد جزء سابق معدوم شده باشد چون حروف ترتيب مكانى ندارد و آواز ممتد در حيز و مكان نيست تا اولش از وسط و آخرش تميز داده شود بلكه ترتيب اجزاى آن در زمان است و امتيازش باينكه يك جزئش در اول زمان واقع شده و جزء ديگر در زمان دويم و سيم و هكذا . زيد مثلا بايد زاء پيش از ياء و ياء پيش از دال باشد و به همين ترتيب ادراك شود پس ترتيب آن زمانى است و اگر هر سه حرف در زمان مجتمع گردد معلوم نميشود كدام يك مقدم است و كدام مؤخر و اقسام تركيب سه حرف شش است چون ز مقدم است يا ى يا د و بر هر احتمال در حرف دوم دو وجه است ( ز ى د ) يا ( ز د ى ) ( ى ز د ) يا ( ى د ز ) يا ( د ز ى ) يا ( د ى ز ) و غير زيد احتمالات ديگر پنج مىشود .
و يحصل منه آخر .
يعنى از آواز آواز ديگر پديد مىآيد وقتى تموج هوا بجسم سختى منتهى شود و ميان موج و آن جسم تصادم شود موج برمىگردد و همان صدا را بار ديگر برمىگرداند و در لغت عرب صدا عبارت از آن است مانند آنكه در آينه صورت مرئى برمىگردد و بعضى پندارند صدا آوازى است تازه كه از برخورد موج هوا با جسم سخت برمىخيزد و شيخ در شفا وجه اول را برگزيده چون برخورد موج هوا با سنگ چنان شديد نيست كه
كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى ) — صفحة 308
مساهمون: العلامة الحلي
ص٣٠٨