تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
تو در تو . اول بعد هوا كه بيرون رفت . دويم بعد خلاء كه در درون لامپ ماند و در لامپ از جائى به جائى منتقل مىشود . سيم خلائى كه پس از انتقال لامپ و خلاء درونيش در جاى ميماند و ممكن است چهار بعد يا بيشتر ثابت كنيم و آن كس كه بفضا و بعد و خلاء قائل است و آنها را امر حقيقى ميداند بايد به همه اين اباطيل ملتزم شود و آنكه آن را امر موهوم و اعتبارى داند مانند زمان و فوقيت و راست و چپ ناچار مكان را عبارت از سطح درونى حاوى شمارد و گويد فضاى متناهى يا غير متناهى كه جسمى در آن نباشد اعتبارى و موهوم است اگر كسى آن را تصور كند در تصور او هست نه در واقع و اگر تصور نكند نيست مانند يمين و يسار و پيش و پس . و نيز ميپرسيم آيا فضا كه مكان اجسام است به نظر شما موجود حقيقى است يا موهوم اگر گويند موهوم است قول ما همين است و اگر گويند موجود است مىپرسيم واجب الوجود است يا ممكن الوجود اگر گويند فضا واجب است تكذيب ميكنيم و اگر گويند ممكن است گوئيم پس مخلوق است و اگر خدا فضا را خلق نكند نيست . و بعضى گزافه‌گويان چون دليل باطل بودن فضا را مىشنوند و از جواب آن فرو ميمانند گويند فضا موهوم است و معنى موهوم آن است كه چيزى در حقيقت نباشد و انسان آن را توهم كند مانند غول و چون با آنها گوئى اين قول منكرين فضا است و شما كه گوئيد فضا موهوم است در حقيقت انكار فضا كرده‌ايد و قول شما با قول منكرين يكى است گويند ما انكار فضا نميكنيم پس هم بوجود فضا قائل مىشوند و هم بعدم آن و حقيقت آن است كه فضا را موجود ميدانند زيرا كه صفات وجودى براى آن ثابت ميكنند مثل متناهى و غير متناهى و كوچك و بزرگ و البته فضاى ميان آسمان و زمين را بزرگتر از فضاى ميان دو آجر ديوار ميدانند و اگر موهوم بود اين دو فضا ذاتا با هم فرق نداشت و نيز ميان آسمان و زمين بسيار اجسام ميگنجد و ميان شكاف دو آجر نميگنجد و اين امتياز در موجود است نه موهوم پس بعد حقيقى و طول و عرض و عمق به نظر اينان در فضا موجود است و فقط در لفظ انكار مىكنند چون به معناى