تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى ) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
قهرا جسمى پديد خواهد آمد با اجزاء متناهى و بدين جسم قول آنان نقض مىشود . دليل ديگر آنكه اين جسم مركب از اجزاى متناهى كه خود ساخته‌ايم با اجسام ديگر نسبتى خواهد داشت نصف يا ثلث يا بيشتر و كمتر و اجزاى آن هم به همين نسبت از اجزاى متناهى جسمى كه خود ساخته‌ايم بيشتر است دو برابر يا سه برابر يا بيشتر و به هرحال متناهى خواهد بود . قول مصنف « و يفتقر فى التعميم الى التناسب » يعنى اگر بخواهيم اثبات متناهى بودن اجزاء را تعميم دهيم تا شامل همه اجسام شود نسبت آن را با جسم متناهى خود ساخته ملاحظه ميكنيم . و يلزم عدم لحوق السّريع البطيء و أن لا يقطع المسافة المتناهية في زمان متناه . اگر اجزاى لا يتجزى در جسم غير متناهى باشد متحركى كه مسافتى ميپيمايد بايد از اجزاى غير متناهى بگذرد و در هر آنى از زمان حركت در جزئى خواهد بود پس حركت او در آن‌ها غير متناهى واقع مىشود يعنى در زمان غير متناهى و ديگر آنكه متحرك سريع هرگز ببطيء نخواهد رسيد زيرا كه ميان آنها اجزاء غير متناهيه است . پس اين جمله مشتمل بر دو اعتراض است . و الضّرورة قضت ببطلان الطّفرة و التّداخل . طفره آن است كه جسم از مكانى بمكانى بجهد بىآنكه مسافت ميان دو مكان را طى كند و آن محال است و تداخل آنكه دو جسم در هم فروروند و يكى شوند داراى يك مكان به همان اندازه و آن هم باطل است و بطلان اين هر دو بديهى است . آنها كه به جزء لا يتجزى غير متناهى قائل شدند گفتند در جواب اعتراض اول حكما كه لازم نيست بزرگى و كوچكى دو جسم در مقدار به نسبت شماره اجزاء لا يتجزى باشد كه اگر اجزاء در يكى دو برابر باشد مقدار آن هم دو برابر باشد چون ممكن