ابو بكر و عمر معتقد بودند : مولا به جهت عبدش كشته نمىشود ؛ ولى كتك مىخورد و حبس او طولانى مىشود و از سهم بيت المال محروم مىگردد .
5 . عن عليّ - رضي اللّه عنه - : أنّ رجلا قتل عبده فجلده النبي مائة جلدة و نفاه عاما ، و محى اسمه من المسلمين . رواه سعيد و الخلال و قال احمد : ليس بشيء من قبل إسحاق بن أبي فروة ؛ « 1 »
از على نقل است كه ، مردى عبدش را كشت . پس پيامبر او را صد تازيانه زد و يك سال او را تبعيد كرد و نامش را از دفتر مسلمانان محو ساخت . اين حديث را سعيد و خلال نقل كردهاند و احمد گفته است : به سبب وجود اسحاق بن ابى فروه ، روايت قابل پذيرش نيست .
6 . عن ابن جريج ، عن إسماعيل بن أميّة ، قال : سمعت أنّ الذي يقتل عبدا يسجن و يضرب مائة ؛ « 2 »
شنيدم كسى كه عبدى را بكشد ، زندانى مىشود و صد ضربه تازيانه مىخورد .
7 . عبد الرزّاق ، عن ابن جريج ، عن ابن شهاب ، قال : إن قتل حرّ عبدا [ عمدا ] عوقب به جلد وجيع و سجن و عتق رقبة ؛ « 3 »
اگر فرد آزادى ، بندهاى را بكشد [ اگر فرد آزادى ، عمدا بكشد ] به گونهاى دردناك تازيانه مىخورد و زندانى مىشود و بردهاى را آزاد مىسازد .
نظر نگارنده : اگر نفى در اينجا به معناى حبس باشد - چنان كه برخى از مفسران ، آيهء نفى را به حبس تفسير كردهاند - اين روايت موافق حديثى مىشود كه از جعفريات نقل شد .
آراى فقيهان شيعه
1 . شيخ مفيد : اگر مولا بندهاش را به خطا بكشد . . . و اگر به عمد بكشد ، حاكم او را مجازات مىكند و قيمت آن را از او مىگيرد و به مساكين صدقه مىدهد و لازم است مولا به جهت كفّارهء كارى كه كرده يك بندهء مؤمن آزاد كند و اگر اضافه بر آن ، دو ماه پىدرپى روزه بگيرد و شصت مسكين اطعام كند بهتر و احوط است تا - ان شاء اللّه - كفّارهء گناهش باشد .
گفته است : . . . بر سلطان است كه قاتل عبد را كيفرى دردناك دهد تا ديگر مرتكب
هامش
( 1 ) . مغنى ، ج 7 ، ص 659 ؛ أقضيه رسول اللّه ( به نقل از : كتاب ابن شعبان ) ، ص 8 .
( 2 ) . مصنّف عبد الرزاق ، ج 9 ، ص 407 ، ح 17804 .
( 3 ) . همان ، ج 9 ، ص 408 ، ح 17806 . در نسخه بدل « عمدا » نيز آمده است بنابراين ، ربطى به بحث ندارد .