دو استفاده مىشود كه زندانى مىشود .
در ذيل معناى باغى ، روايات و آراى فقيهان مىآيد :
نظر فقيهان شيعه در معناى باغى
1 . شيخ طوسى : هر كسى كه بر ضد امام عادل بشورد و بيعت او را بشكند و با اوامر او مخالفت كند ، باغى است و امام مىتواند با او بجنگد . « 1 »
2 . على بن حمزه : باغى هر كسى است كه بر ضد امام عادل بشورد . « 2 »
3 . ابن ادريس : جنگ با اهل بغى واجب نيست و احكام آن بر آنان جارى نمىشود مگر با سه شرط : يكى اينكه آنان در پناهگاهى باشند كه پيشگيرى از آنها و متفرق كردنشان ممكن نباشد مگر با صرف اموال و تجهيز ارتش و كارزار .
دوم اينكه از چنگ امام خارج شوند و در شهر يا روستايى مستقل زندگى كنند ، ولى اگر با امام باشند و در چنگ او ، اهل بغى نيستند .
سوم اينكه براى جدايى از رهبرى توجيه درستى از نظر خودشان داشته باشند ، امّا كسى كه بدون توجيه ، از رهبرى جدا شده است اين قاطع طريق است و حكم ايشان حكم محارب است نه باغى . « 3 »
4 . يحيى بن سعيد : باغى كسى است كه در بيعتى كه مسلمانان با امام انجام دادهاند داخل نشده باشد يا اينكه بيعت با امام را بشكند . « 4 »
5 . علّامه حلّى : هر كس بر ضد امام عادل بشورد باغى است و بايد با او جنگيد . « 5 »
6 . همو ( پس از نقل مضمون كلام سرائر ) : من به اين مسأله اشكال دارم . « 6 »
7 . شهيد اوّل : هر كس بر يكى از امامان معصوم بشورد ، باغى است و واجب است با او كارزار شود . « 7 »
هامش
( 1 ) . نهايه ، ص 296 .
( 2 ) . وسيله ، ص 205 .
( 3 ) . سرائر ، ج 2 ، ص 15 .
( 4 ) . جامع للشرائع ، ص 241 .
( 5 ) . قواعد الاحكام ، ج 1 ، ص 118 ؛ و علّامه حلّى در مختلف الشيعة ( باب « جهاد » ، ج 4 ، ص 448 ) عدم تسليم حق به او را اضافه كرده است .
( 6 ) . تحرير الاحكام ، ج 1 ، ص 155 .
( 7 ) . روضة البهيّه ، ج 2 ، ص 407 .