بدون عوض اسكان مىدهد . اگر امام ترسيد خيانت كند امان او را مىشكند و به محل خود بازمىگرداند . « 1 »
همو : اگر به جهت خوف امام ، عقد مصالحه از بين رفت بايد ديد علت آن چيست . اگر حقّى بر ضد او [ معاهد ] لازم نيامده ، مثلا جاسوس دشمن را پناه نداده باشد و اخبار و اسرار مسلمانان را به دشمن نگفته باشد به محل خود بازگردانده مىشود و كيفرى بر او نيست . . . . « 2 »
2 . علّامه حلّى : . . . هرگاه پيمان آتشبس از بين رفت در علت زوال دقت مىشود .
پس اگر حقّى بر ضد او لازم نيامده ؛ مثل اينكه جاسوس دشمن را پناه دهد ، يا خبر مسلمانان را به دشمن برساند و اسرارشان را فاش كند به محل خود برگردانده مىشود و مجازاتى ندارد . . . . « 3 »
3 . كاشف الغطاء : اگر فرستادهء آنان ( يعنى معاهدين ) آمد و معلوم شد كه قصد او آگاهى از اوضاع و احوال مسلمانان است تا خبر براى كافران ببرد يا اينكه ترس اين را داشتند كه چنين كارى را انجام دهد ، مسلمانان مىتوانند مانع بازگشت او شوند . « 4 »
نظر نگارنده : حكم جاسوس ذمّى و مستأمن را آورديم تا مذاق و نظر شرع راجع به كسى كه اين جرم را مرتكب شده ، معلوم شود كه كيفر او كشتن و اعدام نيست تا چه رسد به مسلمان ، بلكه تفصيل در مسأله اقواست .
2 . حبس باغى
اسير اهل بغى اگر در ضمن جنگ به اسارت درآيد كشته نمىشود ، بلكه زندانى مىشود تا جنگ به پايان برسد . شيخ طوسى در مبسوط و خلاف به اين حكم تصريح كرده است و همچنين علّامه حلّى در تحرير الاحكام و تذكرة الفقهاء و شهيد اوّل در دروس چنين فرمودهاند . روايتى هم تصريح مىكند كه حضرت امير - عليه السلام - چنين كرده است . ولى از ظاهر جواهر الكلام خلاف آن برمىآيد چون به برخى ديگر از روايات كه در اين مورد رسيده ، استناد كرده است .
امّا در اهل سنّت ، از خراج و عيون الازهار برمىآيد كه باغى كشته مىشود و از غير اين
هامش
( 1 ) . مبسوط ، ج 2 ، ص 43 .
( 2 ) . همان ، 59 .
( 3 ) . تذكرة الفقهاء ، ج 9 ، ص 317 .
( 4 ) . كشف الغطاء ، ص 398 .