توبه او پيدا نمىشود . سحنون همين را قائل شده است . هر كس به قتل قائل شده با حديث [ حاطب ] و اقوال متقدّمين مخالفت كرده است .
اوزاعى گفته است : اگر كافر باشد ، عهدش را نقض كرده است . اصبغ گفته است :
جاسوس حربى كشته مىشود و جاسوس مسلمان و ذمّى ، كيفر مىشوند مگر اينكه بر ضد اسلام فعّاليت كنند كه به قتل مىرسند . در آن چنان كه طبرانى گفته است : اگر براى امام آشكار گشت كه به كافران هشدار مىدهد آن چه را مسلمانان مخفى كردهاند و تصميمى كه دارند ، در حالى كه اين شخص بدخواه اسلام و مسلمانان نبوده و اين كار لغزشى از او بوده و مورد ديگرى از وى سر نزده ، جايز است بخشوده شود چنان كه رسول خدا با حاطب چنين كرد و پس از آگاهى از جرمش او را بخشيد .
عينى نيز در مورد آن چه از داستان حاطب استفاده مىشود گفته است : [ جايز است ] رسوا كردن جاسوس - مرد باشد يا زن - در صورتى كه مصلحتى در آن باشد يا اينكه در ستر و عدم افشا ، مفسدهاى باشد و استفاده مىشود كه جاسوسى شخص را از ايمانش بيرون نمىكند . « 1 »
7 . محمد بن على شوكانى : جايز است برده گرفتن عرب و كشتن جاسوس . . . ؛ امّا كشتن جاسوس به جهت حديث سلمة بن اكوع نزد بخارى و غير آن . . . و اتفاقى است كه آن بر كشتن جاسوس حربى حمل مىشود . امّا معاهد و ذمّى : مالك و اوزاعى گفتهاند : با اين كار عهدش نقض مىشود و احمد و ابو داوود از فرات بن حيّان نقل كردهاند كه ، پيامبر دستور كشتن او را داد . وى جاسوس ابو سفيان و هم پيمان مردى از انصار بود . . .
اين حديث از سفيان بن بشر بن سرى بصرى هم روايت شده وى از كسانى است كه بخارى و مسلم در استدلال به روايت او اتفاق دارند ، و عباد بن ازرق - كه ثقه است - از ثورى نيز آن را روايت كرده است . « 2 »
آراى فقيهان شيعه دربارهء معاهد و مستأمن جاسوس
1 . شيخ طوسى : مستأمن و معاهد يك معنا دارند و او كسى است كه با دريافت امان به ميان ما آمده است ؛ نه براى ماندن دائمى . پس جايز نيست امام وى را در سرزمين اسلام يك سال بدون جزيه اسكان دهد ، ولى او را كمتر از يك سال هرطور صلاح بداند با عوض يا
هامش
( 1 ) . عمدة القارى ، ج 14 ، ص 256 .
( 2 ) . درارى المضيئه ، ج 2 ، ص 292 .