2 . محمد بن مسعود عيّاشى : از امام صادق - عليه السلام - نقل شده كه در تفسير آيه فرمود : آيهء
وَ اللَّاتِي . . .
نسخ شده است و مقصود از سبيل ، حدود است . روايت شده كه از ايشان در مورد آيهء
وَ اللَّاتِي يَأْتِينَ الْفاحِشَةَ
پرسيده شد ، فرمود : اين آيه نسخ شده است .
گفتند : چگونه بود ؟ فرمود : زن اگر زنا مىداد و چهار شاهد بر آن اقامه مىشد او را در خانهاى قرار مىدادند و كسى با او حرف نمىزد و همنشينى نمىكرد . به او غذا و آب مىدادند تا وقتى كه بميرد يا خداوند براى آنها راهى قرار دهد . فرمود : راهى كه خدا قرار داد تازيانه زدن ، سنگسار كردن و نگهداشتن در خانه بود . از
وَ الَّذانِ يَأْتِيانِها مِنْكُمْ
پرسيده شد فرمود : يعنى باكره اگر همان فاحشهاى را انجام داد كه ثيّب ( بيوه ) انجام داده آن دو را آزار دهيد . گفت : ايذا در مورد زن ، يعنى زندانى مىشود ، پس اگر توبه كردند . . . . « 1 »
3 . علّامه طبرسى :
فَأَمْسِكُوهُنَّ
يعنى آنان را در خانه حبس كنيد تا مرگ آنان فرارسد و در آن خانه بميرند . در آغاز اسلام چنين بود كه اگر زنى زنا مىداد و چهار مرد شهادت مىدادند در خانه حبس مىشد تا بميرد . سپس اين حكم ، با حكم سنگسار در شوهردار و تازيانه در باكره ، نسخ شد . « 2 »
4 . فاضل مقداد : در اينجا فوايدى است و احكامى را در پى دارد :
الف ) برخى گفتهاند : منظور از فاحشه ، مساحقه ( طبق زدن ) است ، ولى اكثر گفتهاند :
مراد زناست و بنابراين معنا ، گفته شده كه منظور [ زن ] محصنه است و مراد از ثيّب [ از زنان خ ل ] همين محصنه است ؛ چون در آيه آنان را اضافه كرده و نسبت زوجيت داده [
مِنْ نِسائِكُمْ
] كه اگر منظور غير از زنان ايشان بود مىگفت : من النساء .
ب )
فَأَمْسِكُوهُنَّ فِي الْبُيُوتِ .
گفته شده : منظور نگهداشتن و حفظ كردن زنان از انجام دوبارهء فاحشه است و امساك ، كنايه است ، ولى اكثر بر آنند كه اين امساك در خانه ، حدّ است براى زنا كه در اوّل اسلام چنين بود سپس با آيهء « جلد » نسخ شد . اينكه فرمود :
حَتَّى يَتَوَفَّاهُنَّ الْمَوْتُ
يعنى ملك الموت . مضاف ( ملك ) چون معلوم است حذف شده است ؛ چون امكان ندارد توفّى را به موت نسبت دهيم ؛ زيرا هر دو به يك معنا هستند .
ج )
أَوْ يَجْعَلَ اللَّهُ لَهُنَّ سَبِيلًا .
گفته شده : سبيل ، يعنى ازدواج كه موجب بىنيازى از زنا
هامش
( 1 ) . تفسير عيّاشى ، ج 1 ، ص 228 ، ح 61 ؛ تفسير صافى ( به نقل از : تفسير عيّاشى ) ، ج 1 ، ص 339 ؛ تفسير برهان ، ج 1 ، ص 353 .
( 2 ) . مجمع البيان ، ج 3 ، ص 21 .