فصل پنجم حبس براى ترك واجبات و ارتكاب محرمات
1 . حبس مرتكبشوندهء محرمات الهى
روايات
1 . روى الحسن بن محبوب ، عن عبد اللّه بن سنان ، عن أبي عبد اللّه عليه السّلام قال : جاء رجل إلى رسول اللّه فقال : إنّ أمّي لا تدفع يد لامس . قال : فاحبسها . قال : فعلت . قال : فامنع من يدخل عليها . قال : قد فعلت . قال : فقيّدها ؛ فإنّك لا تبرّها بشيء أفضل من أن تمنعها من محارم اللّه عزّ و جلّ ؛ « 1 »
امام صادق - عليه السلام - فرمود : شخصى خدمت رسول گرامى اسلام رسيد و گفت :
مادرم دست نامحرم را رد نمىكند . فرمود : او را حبس كن . گفت : انجام دادم . گفت :
نگذار كسى بر او وارد شود . گفت : انجام دادم . فرمود : او را ببند ؛ زيرا هيچ خوبى در حقّ او به اندازهء اينكه او را از گناهان الهى بازدارى ، نيست .
نظر نگارنده : طريق صدوق به اين روايت چنين است : محمد بن موسى بن متوكل از عبد اللّه بن جعفر حميرى و سعد بن عبد اللّه ، از احمد بن محمد بن عيسى ، از حسن بن محبوب و اين طريق صحيح است « 2 » و علّامه مجلسى در روضه آن را صحيح دانسته و گفته است :
« دست اجنبى را رد نمىكند » يعنى زنادهنده است و مانع كسى نمىشود . « نگذار كسى بر او وارد شود » يعنى گرچه با زدن و زخمى كردن و كشتن باشد . « او را در بند كن » يعنى تا نتواند
هامش
( 1 ) . من لا يحضره الفقيه ، ج 4 ، ص 51 ، ح 6 ؛ وسائل الشيعة ( به نقل از : من لا يحضره الفقيه ) ، ج 18 ، ص 414 ، ح 1 ؛ وافى ، ج 15 ، ص 511 - 552 ، ح 15674 .
( 2 ) . نك : من لا يحضره الفقيه ، « مشيخه » ، ج 4 ، ص 49 ؛ معجم رجال الحديث ، ج 5 ، ص 91 .