زندانى مىشود تا توبه كند . « 1 »
2 . مصنّف عبد الرزاق : خبر داد ما را عبد الرزاق ، از معمر ، از خصيف جزرى ، گفت :
گروهى جنسى را كه در ميان خود داشتند گم كردند [ در حال جستجو ] نقبى را در خانه ديدند بيرون آمده ، نگاه كردند ديدند دو نفر در حال فرارند به يكى از آنان كه جنس در دست او بود رسيدند و ديگرى خود را نجات داد . اوّلى را آوردند و او گفت : من دزدى نكردهام اين شخص ( يعنى شخص فرارى ) مرا اجير كرده و اين جنس را به من داده بود تا ببرم ، نمىدانم آن را از كجا آورده . خصيف گفت : جريان او را به عمر بن عبد العزيز نوشتيم او به ما دستور داد وى را مجازات و در زندان نگه داريم و عضوى را نبريم . « 2 »
نظر نگارنده : در اين مورد ضرب ، عقوبت و زندان مشكل است ؛ چون جرم او ثابت نشده است .
3 . ابن حزم : عدى بن ارطاة ، با عمر بن عبد العزيز دربارهء شخصى كه خانهاى را نقب زده ، وارد خانه شده ، اجناس را جمعآورى كرده و در خانه دستگير شده بود ، مكاتبه كرد . وى جواب داد : او به خانه نقب نزده تا اجناس آن را براى كار خيرى جمعآورى كند .
او را مجازات شديد كن ، به زندان بينداز و فراموش نكن كه دربارهء او به من گزارش كنى . « 3 »
6 . حبس نبش كنندهء قبر
قاضى در دعائم الاسلام روايتى از امام صادق - عليه السلام - آورده است كه ، نبّاش حبس مىشود ، ولى فقيهان بين خارج ساختن كفن از قبر و عدم آن يا اين كه قيمت كفن بيش از يك چهارم دينار باشد يا كمتر و بين تكرار عمل از طرف او و يا عدم تكرار و نيز بين آنجا كه از دست قانون گريخته يا نه ، تفصيل قائل شدهاند .
فقيهان دربارهء او به قطع [ عضو ] يا كشتن يا لگدمال كردن به حسب جرمش ، نظر دادهاند . چنان كه فتوا دادهاند اگر نبش كرد ولى كفن را برنداشت ، تأديب مىشود ؛ زيرا خود نبش از نظر ايشان معصيت و جرم است و بايد به جهت آن تأديب شود . در عين حال كسى در مورد نبش ، فتوا به حبس نداده است .
هامش
( 1 ) . خراج ، ص 171 .
( 2 ) . مصنّف عبد الرزاق ، ج 10 ، ص 198 ، ح 18820 ؛ مصنّف ابن ابى شيبه ، ج 10 ، ص 118 ، ح 8969 .
( 3 ) . محلّى ، ج 11 ، ص 320 .