تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دقائق العلاج ( فارسي ) — صفحة 20

مساهمون:

ص٢٠
آتش ملايمى تقطير كنند تا آب از آن خارج شود و آمدن مايعى كه بسيار ترش است شروع شود و در اين هنگام مىفهمى كه ديگر آبى در آن باقى نيست پس از آن عده‌اى آن ماده را در قرع گردن كج و بر خاكستر گرم مىگذارند آنچه كه خارج شد و رنگش سفيد ( ظاهرا منظور بىرنگ است ) جوهر و ما بقى كه قرمز و تند است ، روغن مىباشد . عده‌اى براى تعديل بخشيدن به اين جوهر گل بنفشه در آن مىريزند و مىگذارند تا حل شود و رنگ جوهر قرمز و بويش مطبوع گردد .

[ روح الكبريت ]

- ترتيبش اين است كه مقدارى گوگرد را در فنجان آهنى مىريزند و آن را در قاب چينى بزرگى مىگذارند ، بر بالاى آن قنديلى شيشه‌اى در حدى كه شعله گوگرد بدان نرسد مىآويزند سپس گوگرد را آتش مىزنند گوگرد از دور آن قنديل تقطير مىگردد كه بايد آن را از هوا محفوظ نگهدارند اگر اين كار در زمستان يا جاى مرطوبى انجام شود حاصل كار بيشتر است بعضى براى سفيد كردنش ( ظاهرا بىرنگ كردن ) چند قطره آب بر آن مىريزند و ظرفش را زير خاكستر گرم دفن مىكنند تا دوده آن رسوب كرده و بيرنگ شود و برخى آن را دوباره با آتش ملايم تقطير مىكنند و اگر بخواهند آن را براى درمان داخلى به كار ببندند يك كف دست شكر و يك كف دست زغال كوفته « 1 » را مىگيرند و به اندازه مجموع آنها روح الكبريت را بر آنها مىريزند و تقطير مىكنند و اگر تقطير را تا آن حد ادامه دهند كه به حد اشتعال برسد اين روح است و خاصيتهاى مختلفى دارد از جمله آنكه بسيار خشك -
هامش
( 1 ) بايد زغال را بشناسيم چه زغالهاى نمكى آهكى اگر در اين مورد به كار رود آن را فاسد مىكند و ترشى آن ( اسيديته ) را به كلى زايل مىنمايد بنابراين بايد غير آهكى باشد . مؤلف اعلى الله مقامه
دقائق العلاج ( فارسي ) — صفحة 20 | محمد كريمخان الكرماني / ابراهيمى