بنابراين اگر كسى انصاف بدهد قدر آنچه را كه گفتم خواهد شناخت و نيكوئى عمل و درستى علم مرا در مىيابد . خلاصه آنكه خواص چيزها در جوهر آنها است و نه در رمادها و طرطيرها ، نمىبينى كه اگر جوهر دارچينى را بگيرى ، خاكسترى بجا مىماند كه مزه و بو و اثرى ندارد و اگر يك من از آن بخورى گرمى ندارد و اثرى جز وزنش در تو نخواهد داشت . پس كسى كه بتواند جوهر چيزها را بگيرد از بردن بار زيادى و خوردن چيزهاى اضافى و افزودن سنگينى بر طبيعت راحت مىشود و خاصيت هر داروئى همانطور كه در كتب نوشته شده به او مىرسد .
اينك مىگوئيم كه هر داروئى سه جوهر اصلى دارد كه روح و نفس و جسد هستند ، روح و نفس بوسيله ابزار تقطير و يا با حل و تعفين و يا اين هر دو جدا مىگردند و جسد را با سوختن و ملح را با تصفيه يا تصعيد يا غير آن بدست مىآورند كه هريك از اقسام در جاى خودش مورد عمل است .
همه كارهاى اين صنعت بر دو قطب مىچرخد تفريق مجتمع و جمع كردن متفرق ( بجاى اين دو اصطلاح تا حد زيادى مىتوان دو اصطلاح فعلى معمول در علم شيمى يعنى تجزيه و تركيب را به كار برد . مترجم ) تفريق يا تجزيه با كارهائى مانند : حل ، سائيدن ، سوختن ، تكليس ( سوختن در هواى آزاد ) تقطير ، تعفين ، تخمير ، خيساندن ، پختن طبيعى و غير طبيعى ، تصعيد ( حرارت دادن در ظرف سربسته ) و تصفيه انجام مىگردد و جمع يا تركيب از انجام كارهائى مانند : عقد ، تغيير ، تكميل ، مخلوط كردن ، آميختن ، پختن طبيعى ، و برشته كردن بدست مىآيد و چارهاى نيست جز آنكه در اين كتاب به يكايك اينها اشارهاى بكنيم تا عملكننده بينائى داشته باشد با اين توضيح كه مفصلا در كتاب خود بنام مرآت الحكمة از آن ياد كردهايم :
دقائق العلاج ( فارسي ) — صفحة 10
مساهمون: محمد كريمخان الكرماني
ص١٠