داغ كردن آتش ضعيفترى مورد لزوم است . به حرق تكليس هم مىگويند و ممكن است يك ماده به تنهائى تكليس شود يا با چيز ديگر و ممكن است از آتش بالفعل استفاده شود يا آتش بالقوه مانند نيروى سوزنده تيزابها ( ظاهرا اسيدها . مترجم ) كه شرح آن خواهد آمد . كار سوختن اثر عجيبى از جهت تغيير طبيعت يك ماده دارد ليكن اگر آن ماده در اثر سوختن عرضهاى خود را رها نمىكند به حال خود مىماند ، مانند نمك اما اگر عرضها بر كنار مىشوند ، و آن ماده سست باشد بسردى مىگرايد و يا مانند زاج تندى خود را از دست مىدهد ولى اگر سخت باشد از سردى بگرمى تغيير مزاج مىدهد و يا تند مىشود مانند سنگ آهك .
سوختن يا براى گرفتن تندى ( حدّت ) يك چيز مانند زاج است و يا براى بدست آوردن تندى چيزى مانند سنگ آهك يا براى لطيف كردن مادهاى مانند نمك و يا براى از بين بردن سمّيت يك چيز مانند افعىها است و يا براى زدودن مواد غريبه جسمى مانند بوره ارمنى ( نطرون ، جوش شيرين طبيعى ) يا به منظور استعمال آن دارو در درمان يك اندام ضعيف است مانند حلزون و مرجان در سرمهها يا براى استفاده بيشتر از آن جهت گرفتن منفذها است مثل كرك خرگوش و يا اينكه مانند سوختن عقيق است كه براى جلوگيرى از خونريزى به كار رود دو ماده كانى ( معدنى ) همراه نبايد سوخته شوند مگر آنكه از يك جنس باشند مانند نمك و بوره . در هنگام سوختن سنگها بايد هرچه بيشتر حرارت داده شود ، نباتات و يا حيوانات بايد كمتر حرارت ببينند براى سوختن موادى مانند حرير و صمغها حرارت بايد بسيار كم باشد .
[ تقطير ]
معروف است و مىتوان گفت كه تصعيد مواد لطيف يك دارو يعنى روح يا نفس آن است و بايد ابزارى مانند قرع و انبيق و قرع گردن كج يا ديگ