انسان دائما بر استعمال بيشتر آن حريصتر مىگردد و بر يك اندازه نمىايستد و هرچه بيشتر بروند ولع زيادتر مىشود و نفس طالب مقدار بيشتر مىشود و هرچه بيشتر استعمال شود زيانش بيشتر و نفعش كمتر مىگردد ترياكى اگر بيمار شد بهبود نمىيابد زيرا امكان نضج و لينتى در مزاجش نيست و بيكباره هم نمىتوان آن را ترك كرد و براى عاقل شايسته نيست كه بچنين داروئى نزديك شود زيرا دشمن عقل اوست و اگر كسى ناچار باشد بيش از سه روز نبايد به استعمال آن بپردازد و هربار نبايد بيش از اندازه يك عدس به كار ببرد ، پس از غذا و نيز در هنگام گرسنگى نبايد باشد اما كسى كه معتاد به آن شد و بخواهد آن را ترك كند بهترين تدبيرش همان است كه در باب آخر كتاب گفتهايم و از چيزهاى تجربهشده براى ترك ترياك آن است كه اين معجون را بسازند زعفران ، دانه نيل ، از هركدام پنج مثقال ، شاهدانه بيست مثقال ، بزر البنج سفيد ، دارچينى ، اذاراقى از هركدام دو مثقال ، زبان گنجشك تلخ دوازده مثقال ، قطران چهل و پنج مثقال ، عسل مصفى هفتاد مثقال ، آنها را بنا بمعمول خمير مىكنند و هر روز به اندازه يك جو از ترياك مىكاهد و نيم مثقال از اين معجون مىخورد و بيش از يك و نيم مثقال در روز نبايد بخورند ضمنا وقت استعمال ترياك را هر روز كمى بتأخير مىاندازند تا به كلى ترك شود و از داروهاى تجربهشده اين است كه دانه اسپند را با روغن دنبه سرخ مىكنند تا نزديك به آن شود كه آتش بگيرد سپس آن را با زبان گنجشك و شقاقل با عسل معجون مىسازند و حد اكثر اندازه خوراكش به اندازه يك تخم مرغ است و بدان كه جانشين ترياك بزر البنج است و زيان ترياك در آن نيست و اين فضيلت را دارد كه در اخبار آل محمد عليهم السلام بر آن نص وارد شده و آن را در نسخه دواء الجامع وارد كرده و ترياك را از آن حذف كردهاند درحالىكه
دقائق العلاج ( فارسي ) — صفحة 463
مساهمون: محمد كريمخان الكرماني
ص٤٦٣