مىكنند و يك مثقال نمك خميرشده را همراه با ايارج در آن مىريزند و مىآشامند و در خلال مدت بيرون روى مقدارى آب عسل و يا آب شكر را كمكم مىآشامند و پس از آن تخم خطمى و خبازى ( پنيرك ) را همراه با جلاب روغن بادام مىخورند . پارهاى از پزشكان جوارشنها را خشك كرده و مىسايند اما عمر اين نوع كم است و عمر بيشتر ( مدت باقى ماندن خاصيت دارو ) در وقتيست كه به صورت معجون درآيد . اگر از راه تصفيه عمل شود تأثير دارو بيشتر اما عمر آن كمتر است ، زيرا روحش خارج شده و در بدن مناسبى جا نگرفته اما اگر تركيب از راههاى فلسفى باشد تأثير هميشگى است زيرا روحى پاك در جسدى پاك و مناسب قرار دارد و اين دو از يكديگر جدا نمىگردند اما تركيب مزجى عمرش از آن كمتر است چه روحى است پاك كه با جسدى نامناسب همراه است و يا جسدى ندارد اما اگر تفالهها را بسوزند و املاح آن را با دارو بياميزند بادوامتر مىشود زيرا جسد نسبتا مناسبى براى آن روح وجود دارد و تأثير آن بيشتر است زيرا وجود املاح سبب مىشود كه نفوذ دارو را در مجراها كه تنگ هستند بيشتر كند و بر لطافت روح بيفزايد .
فصل قرصها
اين دسته از داروها نيز جزو داروهاى ملاطى مىباشند و معمولا مانند حبها ساخته مىشوند اما اگر آنطورى كه ما گفتيم ساخته شوند داراى تركيب مزجى خواهند بود گفتهاند كه نيروى آنها تا چهار سال باقى مىماند اما به نظر من اينها داراى خصوصيت خاصى كه غير از حبها باشد نيستند مگر آنكه بخواهند از آنها ضماد بسازند كه سائيدن قرص بر سنگ ساب و يا چيز ديگر آسانتر است و گرنه به كار بردن حب بهتر و سهلتر مىباشد و اگر بنا باشد كه