سرورم ! اگر ذرهاى اخلاص براى من نوشتهاى ، اين مقدار كم را افزون نموده و بدين وسيله ناخالصيهاى هواى نفس را در اعمالم از بين ببر كه شريف ، معمولا چنين مىكند ، بخصوص كه اين اعمال با دست بهترين مردم ، گراميترين آفريدگان و محبوبترين دوستانت - درود تو بر آنان باد - به پيشگاهت عرضه شده است . زيرا روشنايى آنان تاريكى مرا از بين برده و حكمت تو اقتضا مىكند كه شخص بدكار را بخاطر فرد نيكوكار ، و عصيانگرى را بخاطر فرمانبردارى و ناخالصى را بخاطر خالصى بپذيرى پس كتابم را از من پذيرفته و درخواست واسطه شدن آنان براى پذيرش مرا از من قبول نموده و پس از قبول ، در عوض اين كتاب ، رضايت خود را قبل از ديدارت نصيبم ساز . آنگاه ديدارت را . ديدارت را . ديدارت را .
خداى من ! مولاى من ! رضاى تو پاكتر از اين است كه علتى داشته باشد تا من علت آن باشم . و تو بىنياز از من و كتابم مىباشى . كتابم را براى برادران مؤمنم سودمند نموده و آن را از اسباب آمرزش و وسيلههاى رضا و علت توفيق من و برادران و خواهران مؤمنم گردانيده و آن را در رديف كتابهايى كه دوستانت فقط بخاطر رضاى تو نوشتهاند ، قرار ده ، زيرا هيچكدام از اين خواستهها براى تو بزرگ نبوده و عطاهاى تو از دارائيت نمىكاهد .
مولاى من ! خداى من ! سرور من ! از ترس مجازات و بزرگيت نمىتوانم اين كتاب را جزو كارهاى نيكم به حساب آورم . به همين
المراقبات في أعمال السنة (فارسى) — صفحة 551
مساهمون: ابراهيم محدث
ص٥٥١