نابود مىسازيم . » « 1 » [ ج - ] گاهى به علت اينكه ممكن است گناهى انجام داده باشيم كه خداوند به ما گفته باشد : « هر كارى مىخواهى انجام بده كه بعد از اين تو را نمىآمرزم » عمل را انجام نمىدهيم .
[ د - ] گاهى هم به علت اينكه يك عمل جانشينى دارد كه پاداش آن با آن عمل يكسان يا بيش از آن است ، و به جهت فراوانى اين اعمال آنها را انجام نمىدهيم . چه خداى بزرگى كه بخاطر فراوانى نعمتهايش ، نعمتهاى او را كه اهميت مىدادند .
[ ه - ] گاهى نيز ممكن است بگوييم : شايد از كسانى باشيم كه تقدير ما بد عاقبتى بوده ، و بىايمان از دنيا خواهيم رفت و در نتيجه اعمال خير ما بىارزش مىگردد . و به اين ترتيب عمل خير را ترك كنيم .
اين احتمالات وجود دارد ، و اگر منافع بزرگى در كار باشد ، گرچه احتمال نرسيدن به آن نيز وجود داشته باشد ، عاقلان براى رسيدن به آن تمام سعى خود را به كار گرفته و بگونهاى براى بدست آوردن اين منافع احتمالى تلاش مىكنند كه در مورد منافع اندك قطعى چنين نمىكنند .
به همين جهت است كه مىبينيم آنان بخاطر نعمتهاى احتمالى و نسيهء آخرت به زيباييهاى نقد دنياى حاضر رغبتى نداشته و آخرت محتمل را بر دنياى مقطوع ترجيح مىدهند . نعمتهاى پست دنيايى براى آنان بىارزش بوده ، آن را پستتر از خاك دانسته و سعادتهاى آخرت ،
هامش
( 1 ) فرقان . آيه 23 .