تير حرمله - كه لعنت خدا بر او باد - سر شيرخوار مرا مىبريد ! كاش فرزندم ، على بجاى فرزند تو قطعه قطعه مىشد ! كاش جگر من از شدت تشنگى تكه تكه مىشد ! كاش از شدت تشنگى دنيا بر چشمم تيره و تار مىشد ! كاش من درد اين جراحتها را تحمل مىنمودم ! كاش آن تير به گلوى من مىنشست ! و جان مرا مىگرفت ! كاش خانواده و خواهران و دختران من در ذلت اسارت افتاده و آنها را مانند كنيزان در شهرها گردانده ولى خويشان تو در خوارى و ذلت نمىافتادند ! كاش وارد آتش شده و شكنجه مىشدم ولى اين مصيبتها به شما وارد نمىشد .
اگر اين سخنان را صادقانه بگويى ، تو را پذيرفته و بخاطر مواسات راستين با بزرگوارترين سادات تو را در جايگاه راستگويان با آنان همنشين مىگرداند . ولى جدا از فريبكارى با اين سخنان بپرهيز زيرا ممكن است وقتى مىگويى : حاضرم اين بلاها را بجاى امام عليه السّلام تحمل نمايم ، حال و دل تو به مقدار كمتر از يك صدم آن را هم تصديق نكرده و در موقع امتحان جز مقدار كمى از اين ادعاها قبول نشود . و در اين صورت بجاى اين كه به جايگاه صدق و درجه صدّيقين برسى به ذلّت دروغ و پايينترين درجات منافقين مىرسى . پس اگر مىبينى كه نمىتوانى اين گونه با امام عليه السّلام مواسات نمايى ، ادعاهاى دروغ را از خود دور كرده و خود را خوار نكن و فقط بگو : كاش با تو بوده ، در مقابل تو كشته شده و به سعادت بزرگى مىرسيدم . و اگر مىبينى به اين مقدار هم
المراقبات في أعمال السنة (فارسى) — صفحة 49
مساهمون: ابراهيم محدث
ص٤٩