كه اگر مقدار بسيار كمى از حقايق آن را درك و بعضى از مرادات آن را بفهمى اين مطالب را باور خواهى كرد .
منظور از نامهايى كه در اين دعا با آن به خدا سوگند ياد مىشود ، نام لفظى و زبانى است ، يا اسمى است كه وجود خارجى و عينى دارد ؟
شايد با تفكر در آن بخصوص در فرازهايى مانند : « و باسمك الذي رفعت به السموات بلا عمد و سطحت به الارض . . . ، و به نامت كه با آن آسمانها را بىستون برافراشته و زمين را گسترده نمودى . . . » دريابى كه مراد اسم عينى است . و نيز اين فراز : « و باسمك السبوح القدوس البرهان الذي هو نور على كل نور ، و نور من نور ، و نور يضيء منه كل نور اذا بلغ الارض انشقت . . . ، با نام سبوح ، قدوس و برهانت كه نور آن افزون از تمام نورها و نورى است از نور و نورى است كه هر نورى از آن روشنى مىگيرد ، و آنگاه كه به زمين رسد شكافته مىگردد . . . » با نامهاى لفظى سازگارى ندارد . زيرا اين صفات را در نامهاى لفظى نمىتوان تصور كرد مگر اين كه آنها را طورى تفسير كنيم كه به نامهايى كه وجود خارجى دارند برگردند .
در اين مناجات و بيشتر مناجاتهاى طولانى تصريح شده است كه وجود هر چيز و آفريدن آن فقط با نامهاى خداست كه از اين مطلب نبايد غفلت نمود . به همين جهت در اين معانى انديشه كن ، شايد با نور تفكر به علوم حقيقى كه تاكنون از آن غافل بودهاى و اسرار وجود دسترسى پيدا كنى . همان كه در قرآن عزيز با عبارت ايمان به خدا ،
المراقبات في أعمال السنة (فارسى) — صفحة 438
مساهمون: ابراهيم محدث
ص٤٣٨