سپس مجازات سختى را كه همان رد خداى متعال مىباشد - و اين مجازات به روح او مىرسد - را در خاطر آورده و بگويد : واى بر روح من اگر خداوند به او پناه نداده و نتواند به خدا بپيوندد ، از مجلس انس او طرد شده ، او را به قسمت صدرنشين بهشت راه نداده و در جهنم با شياطين همراه شود ! سپس قلبش را به ياد آورده و بگويد : واى بر قلب كسى كه مثل قلب من باشد ، هنگامى كه از ياد خدا و دوستى بخشندهاى كه احسان او فراوان است منع ، به شيطان مايل و دلدادهء اين دنياى پست شود ، بطورى كه تمام ذكر و فكرش دنيا بوده و عاقبت در چاه آن بيفتد ! « چنين كسى مانند سگى است كه اگر او را تعقيب كنى ، زبان خود را بيرون مىآورد و اگر او را ترك كنى زبان خود را بيرون مىآورد . » « 1 » از تاريكى معصيت سياه شده ، به جاى ياد خدا خود را به فراموشى زده ، به جاى علوم به وسوسهها روى آورده و در نهايت بر دل او مهر خورده و راه نجاتى براى او باقى نماند ! سپس بر اعضاى بدنش يكى پس از ديگرى بگريد و خطاب به سر خود بگويد : اى سر ! اگر خداى رحمان تو را در دنيا عذاب و تو را تبديل به سر ميمون و خوك نمايد يا روى تو را سياه كرده و در ميان جهانيان رسوايت نمايد يا چشمت را كور يا گوشت را كر يا زبانت را لال يا تو را بدريخت نمايد چه حالى خواهى داشت ! آيا نديده و
هامش
( 1 ) اعراف . آيه 106 .