ذلتى كه نسبت به خودم روا داشتم رحم كن . تو از من به خودم مهربانترى بخصوص در مثل چنين روزى كه مرا دعوت به ديدار خود نمودهاى . من ميهمان تو هستم پس راضى نشو كه آبرويم پيش ميهمانهايت بريزد . كارم را اصلاح كرده و از لباسهايى كه به ميهمانانت مىدهى به من نيز عنايت فرما تا بتوانم زشتىها و نقايص خود را پوشانده خود را بيارايم و آبرويم را حفظ كنم .
اگر انسان با اضطرار واقعى روى به درگاه پروردگارش آورد محال است او را اجابت نكند . او كسى است كه در قرآن خود فرموده است :
امَّن يُجيبُ المضطر اذا دعاه و يكشف السوء
، اى كسى كه هنگامى كه مضطر او را بخواند ، او را اجابت نموده و گرفتاريش را بر طرف مىنمايد بنا بر اين بنده بايد اضطرار را در خود بوجود بياورد . اغلب مردم روحيات بدى در خود بوجود آورده و از صفات خوب غافل هستند . به همين جهت نيز از خود خجالت نمىكشند تا بخاطر حيا و پوشاندن زشتيها و رسواييهاى خود مضطر شوند . و اگر در اين مورد عملى هم انجام بدهند ، ناشى از چيزهايى است كه بطور اتفاقى شنيده و مسموعات آنها خجالت و شرمى در آنها بوجود نمىآورد ، چه رسد به اين كه آنچنان خجالت بكشند كه به اضطرار برسند .
و خلاصه اگر شرمى كه به اضطرار برسد بوجود آمد ، اجابت نيز بدنبال آن آمده و گرفتارى بر طرف مىگردد . علامت اضطرار نيز اين است كه در هنگام عيد قلب او شكسته ، و از رد شدن بترسد ، اميدوار