شدن و ديدار با او ، و هدف خود را هم منحصر در همين يا در آنچه كه بازگشتش به آن است ، نمايد ، تا جايى كه اين مؤمن هيچ لذتى از نعمتهاى خدا نبرد ، مگر از اين جهت كه اين نعمت از خداست . و حتى در نعمتها چيزى نبيند جز اين كه اين نعمتها از جانب خداوند است ، تا جايى كه نفس ، عقل و روح او از دنيا بريده و مشغول حمد و ثناى او شوند .
ادامه اين حال بسيار گرانبهاست كه بجز عده معدودى از اهل معرفت قادر نيستند اين حال را حفظ نمايند . و اكثر « اصحاب يمين » به اسباب توجه مىكنند ، ولى براى آنان نيز بهتر است كه مسبّب الاسباب را مهمتر دانسته و غير او را نخواهند مگر همراه با او ، و نيز دعاى آنان براى دنيا بايد به ضميمهء دعاى قرب ، خوشنودى و ديدار با خدا باشد . و اگر درجه او از اين هم كمتر است ، حداقل آمرزش و بهشت را ضميمه نمايد . تا با اين آيه موافق باشد : « كسانى كه مىگويند :
و خداى ما ! در دنيا به ما نيكيى عنايت فرموده و در آخرت نيكيى . » « 1 » و اگر نتوانست در بعضى از دعاهايش اين مطلب را رعايت كند ، بايد در بيشتر آنها و مهمترينشان ، خدا را بر غير او ، و آخرت را بر دنيايش مقدم كند .
هامش
( 1 ) بقره ، آيه 201 .