در صدد توضيح چگونگى اصل ديدن خداست ولى در كتاب « فلاح السائل » در ذيل فرمايش امام صادق عليه السّلام كه مىفرمايد : « آنقدر آن ( آيه ) را تكرار كردم تا آن را از گويندهاش شنيدم . . . » ، كلامى دارد كه در آن به ديدن و ملاقات معنوى خداوند تصريح مىكند ، بگونهاى كه منافاتى با منزه دانستن خدا از جسم بودن ندارد . بهر حال اين توجيهات لازم نيست و واقعا خدا را مىبيند ، چنانچه در مناجات شعبانيه نيز از اين مطلب با عبارات ذيل تعبير شده است : « حتى تخرق ابصار القلوب حجب النور ، فتصل إلى معدن العظمة ، و تصير ارواحنا معلّقة بعز قدسك ، تا ديدگان قلب موانع نورى را پاره كرده و آنگاه به معدن بزرگى برسد ، و روحهاى ما به عزت پاكيت وصل شود . » و ديدن به اين شكل هيچ منافاتى با اعتقاد ما مبنى بر جسم نداشتن خداوند ندارد ، تا احتياج به تفسير آن باشد . و شايد سيد بن طاووس قدّس سرّه با اين كلام مىخواسته ديدار عرش را توضيح بدهد ، نه اصل ديدار را .
[ 2 - ] از اعمال مهم در اين ماه صلواتى است كه در نيمروز هر روز اين ماه فرستاده مىشود ، و اول آن چنين است . « اللّهم صل على محمّد و آل محمد ، شجرة النبوة . . . » .
[ 3 - ] يكى ديگر از اعمال اين ماه ، همانگونه كه در كتاب اقبال است بجا آوردن نماز و خواندن دعاهاى اين شبهاست . سالك بايد در رابطه با اين اعمال جدّى بوده ، و به هر كدام از ذكر و فكر و اين اعمال كه نشاط دارد ، با در نظر گرفتن اولويتها اقدام كند . و اين مطلب را نيز در
المراقبات في أعمال السنة (فارسى) — صفحة 170
مساهمون: ابراهيم محدث
ص١٧٠