داشته و خود را از خشم او در امان مىدانى و گويا مىگويى : اى كسى كه براى بندگان خود راهى قرار داده كه اگر از آن راه بروند از خشم او در امان مىمانند . و آن راه همان توبه است . و اين فراز دعا امنيت بالفعل از مكر خدا نيست . و همچنين گفتار تو كه مىگويى « اميد هر خيرى را از او دارم » گويا مىگويى : اى كسى كه براى بندگان خود راهى قرار داده است كه اگر از آن راه بروند به هر چيزى كه بخواهند مىرسند . و اين راه همان دعاست .
اگر انسان در اين باره كه چرا در اين عبارت دعا « اعطني جميع خير الدنيا و جميع خير الآخره » كلمه جميع تكرار شد ولى در اين عبارت « و اصرف عنى جميع شر الدنيا و شر الآخره » اين كلمه تكرار نشده است بينديشد ، شايد به اين نتيجه برسد كه اين اختلاف عبارت به اين مطلب اشاره دارد كه شر امرى عدمى است - كه همان دورى از رحمت خدا و محروميت از بخشايش الهى است - ولى چون خير امرى وجودى مىباشد ، گويا انواع آن بىشمار است . و اما اين كه چرا « جميع شر الدنيا ، تمامى شرهاى دنيا » در دعا آمده گويا به اين جهت است كه شرهاى دنيا براى همه مردم معلوم نيست .
[ دعا با تمام وجود ]
بدان كه به كمال اجابت و خير دعا نمىرسى مگر اين كه باطن و روح و قلب تو نيز متصف به صفات دعا باشد و اتصاف به صفات دعا اين