مدينه در فتوحات اسلامى در عهد عمر و ديگر خلفا سهيم بودند .
اما گسترش فتوحات و ازدياد عرب جزيره كه به لشكر اسلام مىپيوستند ، عمر را بر آن داشت كه شهرهايى تأسيس كند و هر يك را پايگاهى سازد براى اقامت دائمى لشكر اسلام در آنها . پس وظيفهء قتال در درجهء اول به عهدهء مردم اين شهرها قرار گرفت . و منحصر به مدينه نشد . وظيفهء مردم مدينه اين بود كه هرگاه دولت اسلامى آنان را به شركت در پيكار دشمن فرا خواند به نداى او پاسخ دهند . اين دعوت به شركت در جنگ را « بعث » مىگفتند . در تواريخ از شمار اندكى از اين بعثها كه بر مردم مدينه مقرر شده بود نام برده شده است :
1 - يعقوبى گويد : وليد بن عبد الملك به مردم مدينه فرمان بعث داد و به عمر بن عبد العزيز كه از سوى او والى مدينه بود نوشت كه دو هزار مرد بسيج كن . « 1 »
طبرى از مخرمة بن سليمان روايت كرده كه وليد در سال 88 ه . ق . مقرر كرد كه دو هزار تن از مردم مدينه بسيج شوند . از آن ميان هزار و پانصد تن آماده پيكار شدند و پانصد تن تخلف كردند . اينان در نبرد صائفه يا مسلمه و عباس كه سران سپاه بودند بر طوانه تاختند و آنجا را فتح كردند . « 2 »
2 - هشام بن عبد الملك بر سالم بن عبد اللّه در بقيع نماز خواند ؛ زيرا مردم بسيار بودند .
چون هشام كثرت مردم را ديد به ابراهيم بن هشام مخزومى گفت كه از مدينه چهار هزار تن بسيج كن . آن سال را سال « چهار هزار تن » ناميدند و از آن پس هرگاه سپاه صائفه حركت مىكرد چهار هزار تن جنگجو از مدينه به سواحل دريا مىرفت و آنان در آنجا مىماندند تا زمان بازگشت و پايان يافتن جنگ صائفه . « 3 »
3 - در زمان حكومت عبد الواحد نصرى ، حمزهء خارجى بر حجاز حمله آورد . عبد الواحد برفت تا به مدينه درآمد . دفاتر و دواوين را خواست و مردم را براى نبرد بسيج كرد و هر يك را ده درهم به عطا درافزود . « 4 »
4 - طبرى به سندى از محمد بن عبد الرحمان بن نوفل اسدى روايت مىكند كه گفت :
مقرر شده بود كه لشكرى از مدينه به يمن بسيج شود ، من نيز نامم را در آن نوشتم . عكرمه
هامش
( 1 ) - التاريخ ، ج 2 ، ص 339 .
( 2 ) - طبرى ، ج 2 ، ص 1192 .
( 3 ) - ابن سعد ، ج 5 ، ص 149 ، 148 ؛ طبرى ، ج 2 ، ص 1472 ؛ سخاوى التحفة اللطيفه ، ج 2 ، ص 29 .
( 4 ) - طبرى ، ج 2 ، ص 1983 ؛ اغانى ، ج 20 ، ص 100 .