دورى گزينند .
دو نامه در زمره نامههاست و در آن ، از آن كس كه مورد خطاب نامه است خواسته شده كه به حزب الله روى بياورد .
فرمانبردارى از خدا و رسول او ، منجر به اسلام مىشود ، همچنانكه اسلام دربردارد فرمانبردارى از خدا و رسول و قيام به انجام فرائض را . اگر در برخى از پيماننامهها جدايى از مشركين شرط نشده براى اين است كه به روابط پيشين آنها با مشركان لطمهاى وارد نشود و اين امر بخصوص در موقعى است كه ميان مسلمانان و مشركان ، عهود و ميثاقهايى است . در قرآن كريم به آنها اشارت شده است . « 1 »
اما گردن نهادن به اسلام و پيوستن به دولت اسلامى هدف كلى و اصلى است كه خواه و ناخواه قطع علاقه با مشركين را در پى دارد .
در بعضى از نامهها كه شمارى از قبايل حجاز ؛ بخصوص آنها كه نزديكتر هستند ؛ چون ضمره و غفار و اشجع و بكاء و ربعه تأكيد شده كه آنان را در برابر كسانى كه به آنها ستم كنند و يا با آنها پيكار نمايند يارى خواهد يا به عبارت ديگر ايشان را در برابر هر هجوم و تجاوزى حمايت خواهد كرد و با قبيله بنو سليم شرطى ديگر افزوده كه بر آنهاست كه در موارد ضرورى به يارى پيامبر - ص - برخيزند .
از اين نگاه سريع و موجز به نامههاى رسول خدا - ص - به عشاير و رجال آنها چنين برمىآيد كه مهمترين چيزى كه به آنها مىداده ، حمايت بوده و آنچه از آنها مىطلبيده اطاعت بوده است . اين نامهها عموما مختصر است ؛ يعنى قبايل را واگذاشته تا بر حسب نظام قديم و متعارف خود سير كنند و بر آنها قيود و شرايط سنگين وضع نكرده است . ترديدى نيست كه پيامبر - ص - هدفش نشر عقيدهء توحيد بوده است و توسعه دادن به دولت اسلام و براى حصول اين مقصود مىخواسته است كه شمار بيشترى از قبايل به او بپيوندند . اين پيوند سبب مىشده كه قبايل از هر تجاوز خارجى در امان بمانند . اما تغيير نظام ادارى چندان مورد نظر نبوده است . پيش از فتح مكه و بعد از آن به قدرى با قضاياى مختلف دست به گريبان بود كه فرصتى براى تبديل نظام قبايل نمىيافت و ما در منابع خود نام كسانى را نمىيابيم كه به رياست قبايل گماشته باشند . اگر نامى هست نام كسانى است كه بيشتر براى گردآورى زكات به
هامش
( 1 ) - توبه : 4 - 1 .