حديث و فقه ؛ چون « الكافى » ، « الامّ » ، « المؤطّأ » و « صحاح سته » را نيز از نظر دور نداشته است و اين خود براى پژوهشگران تاريخ اجتماعى رهنمودى نيكو است . مسلما اگر به كتب شيعه هم دسترسى مىداشت از فوايد بيشترى متمتع مىشد . البته به كتاب الكافى نظر داشته و دو سه بار از آن نقل كرده است .
مؤلف كوشيده است كه همواره از اقدم منابع استفاده كند و به جز در چند مورد معدود كه تا قرن هشتم و نهم نيز آمده است . اكثر منابع او متعلق به پيش از قرن چهارم است . اما متأسفانه منابعى را كه به آنها اشارت مىكند بطور دقيق معرفى نمىنمايد ، به گونهاى كه خواننده بتواند در صورت لزوم به آنها مراجعه كند ؛ زيرا معلوم نمىدارد كه مطلب را از كدام چاپ و تصحيح چه كسى و چاپ چه تاريخى - جز يك دو مورد - برگرفته است .
ذكر اين مطلب هم ضرورى است كه ضبط و حركتگذارى اعلام كتاب از سوى مترجم صورت گرفته است و در اين كار بيش از هر كتاب ديگر از معجم البلدان ياقوت و تقويم البلدان ابو الفداء استفاده كردهام .
اميد است كه با ترجمهء كتاب « حجاز در صدر اسلام » توانسته باشم اثرى محققانه در تاريخ اجتماعى صدر اسلام به خوانندگان ايرانى تقديم كنم . و السلام
مترجم اول تيرماه سال 1373
الحجاز في صدر الإسلام ( حجاز در صدر اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 18
مساهمون: صالح أحمد العلي
ص١٨